دنبال چي ميگردي دوست من ؟ : مدل دکوراسیون جدید مدل دکوراسیون منزل

تعیین محل وسایل و مبلمان منزل یکی از مرعوب کننده ترین و مهمترین تصمیمات
در طراحی دکوراسیون منزل است. به خصوص اگر فضای کوچکی در اختیار داشته
باشیم، باید برای چیدن وسایل بیش از پیش ظرافت به خرج دهیم.
سه موقعیت زیر از جمله حالتهای معمول در منازل هستند که میتوان تعدادی از اصول اولیه دکوراسیون را بر اساس آنها شرح داد.
اتاق نشیمین :
هنگامی که لوازم اتاق نشیمن را میچینید، یک روش ساده انتخاب مرکز توجه یا
نقطه تمرکز برای اتاق است. این نقطه، در واقع مرکز ثقل اتاق است و وسایل
باید درست در مقابل این قطعه مهم چیده شوند. به این ترتیب شما باید مراحل
زیر را طی کنید.
۱- نقطه تمرکز را انتخاب کنید. شومینه، پنجره های بزرگ یا میز تلویزیون و چیدمان وسایل و مبلمان را در اطراف آن انجام دهید. این نقطه تمرکز باید به دیوار تکیه داشته باشد و مبلمان دور از دیوارها چیده شوند تا فضایی خودمانی و گرم ایجاد شود.
۲- صندلیها و مبلها را بیش از حد از یکدیگر دور نگذارید تا مهمانان شما بتوانند به راحتی با یکدیگر صحبت کنند.
۳- محل میز را طوری انتخاب کنید که در دسترس تمام نشستگان باشد. در صورت امکان در نزدیکی هر مجموعه مبل، یک چراغ پایه دار یا آویز بلند قرار دهید.
۴- بین میز کوتاه قهوه خوری و کاناپه جای پای کافی در نظر بگیرید. کافی است که این دو بین ۳۵ تا ۴۵ سانتیمتر با یکدیگر فاصله داشته باشند
۵- ارتفاع میزهای عسلی باید حداکثر تا دسته صندلی یا مبلی که در کنار آن قرار دارد، باشد.
۶- محلی برای رفت و آمد آسان و به عرض چند دسیمتر در اطراف وسایل درنظر بگیرید.
اتاقهای چند منظوره:
چیدن وسایل در اتاقهای بزرگ یا ناهارخوری و نشیمنهای یکسره در آپارتمانهای
امروزی کار نسبتا مشکلی است. زیرا نه تنها باید بدانیم از کجا شروع کنیم،
بلکه باید کاربردهای مختلفی را در یک چهارچوب واحد بگنجانیم.
۱- شما در یک اتاق چند منظوره باید برای هر بخش از فضا، یک ویژگی غالب در نظر بگیرید. برای مثال بخش غذاخوری را بر روی یک ویترین یا قفسه ظروف زیبا و بخش نشیمن را بر روی میز تلویزیون متمرکز کنید. در صورت امکان این دو بخش را در نقطه مقابل هم قرار دهید تا وزن ترکیب بندی اتاق متعادل بماند.
۲- با قرار دادن ماهرانه مبلمان، دیواری طبیعی میان دو بخش اتاق ایجاد کنید. با قرار دادن کاناپه یا یک جفت صندلی به طوری که پشت به محل غذا خوری باشد یا قرار دادن یک پاراوان میتوانید دو بخش اتاق را از یکدیگر جدا کنید.
۳- هماهنگی و توازن را فراموش نکنید. با قرار دادن دو یا چند شیء کوچک در مقابل اشیاء بزرگ و کنار هم قرار دادن صندلیها و ساختن مجموعه هایی از لوازم تزئینی میتوانید به نتیجه دلخواه برسید.
۴- برای مشخص و جدا کردن هر قسمت از قالیچه های کوچک مناسب با فضا استفاده کنید.
۵- توجه کنید که دور میز غذا خوری فضای کافی برای عقب کشیدن صندلی و نشستن داشته باشد. این فضا از هر طرف باید حداقل ۹۰ سانتی متر باشد.
۶- مبلها باید طوری قرار بگیرند که رسیدن و نشستن بر روی آنها به سادگی امکان پذیر باشد و محل عبور و مرور برای مهمانان و میزبان موجود باشد.
اتاق خواب :
اگر از شکل قرینه ای که در اکثر اتاقهای خواب با یک تخت و دو میز عسلی
ایجاد میشود، خسته شده اید، کمی از ابتکار خود بهره گرفته و این فضا را به
محلی آرام بخش و شادی آور تبدیل کنید.
۱- تخت را طوری قرار دهید که در اطراف آن فضای کافی برای عبور وجود داشته باشد. تخت، نقطه تمرکز چیدمان اتاق خواب است. اگر تخت تا حد امکان از کمد فاصله داشته باشد، استفاده از این دو فضا ساده تر خواهد بود.
۲- برای گرم و راحت کردن فضا از قالیچه های نرم و کوچک در کنار تخت استفاده کنید.
۳- انتخاب و چیدمان لوازم تزئینی شخصی، گلدان کوچک با گلهای طبیعی و چراغ خواب میتواند دو عسلی را به دو فضای متفاوت تبدیل کند.
۴- یک تابلو آرامش بخش که عرض آن لااقل یک سوم عرض تخت باشد، در بالای تخت نصب کنید. به طوری که بیشتر به تخت نزدیک باشد تا سقف.
۵- اگر در پایین تخت فضای کافی وجود دارد، یک نیمکت یا صندوق زیبا در این قسمت قرار دهید یا یک میز کوچک و مبل راحتی در گوشه مقابل تخت قرار دهید.
۶- نور موضعی در اتاق خواب بهتر از نور یک چراغ سقفی است. در صورت تمایل میتوانید از هردو استفاده کنید. چراغهای پایه دار یا آباژورهای آویز با سیم بلند که در گوشه اتاق نصب میشوند نیز به ایجاد فضایی مناسب برای استراحت کمک میکنند.
ده دانشمند معروف و برتر جهان
شکی نیست که دانشمندان به پیشرفت مستمر جامعه ی امروز کمک بسیاری کرده اند. بعضی از چیزهایی که ما امروز از آن ها بهره مند هستیم مثلاًنیرویبرق،حاصل اختراعات کسی است که زندگی خود را وقف این کار کرده است. بر خلاف سایر مشاغل، دانشمندان به خاطر اینکه از هر چیزی برای تحقیق و نو آوری دست می کشند مشهور هستند. درطول تاریخ از دانشمندان بسیاری یاد شده است که به خاطر اعتقادشان مورد آزار و اذیت قرار گرفتند اما حتی این هم آنها را از قدم برداشتن به سوی پیشرفت باز نداشت. در تلاش برای تجلیل از دانشمندان سراسر دنیا، این مقاله سعی دارد برخی از بزرگترین دانشمندان تاریخ را معرفی کند.
ارسطو
ارسطو به عنوان برجسته ترین فیلسوف دوران خودش شناخته شده است. او دانش وسیعی در رشته های مختلف داشت، که تنها عده ی کمی از دانشمندان قادر به این کار بوده اند.او دررشته های فیزیک، جانور شناسی، بیولوژی، سیاست، علم اخلاق و منطقعلاوهبررشتههایدیگرنیز نقش داشته است. با وجود اینکه ارسطو صد ها سال پیش از این زندگی می کرده است اماهنوزهمدر عصر حاضرنتیجه ی اقدامات او احساس می شود.
سراسحاق نیوتون
احتمالاً اسحاق نیوتون هم درست مثل ارسطو، از بزرگترین دانشمندان زمان خودش بوده است. او نیز در زمینه های مختلفی مثل ریاضیات، فیزیک و فلسفه ی طبیعی در کنار سایر رشته ها مهارت زیادی داشت. نیوتون بیشتر به خاطر نقشی که در تلاش و نهایتاً روشن کردن قانون گرانش و سه قانون حرکت داشت شناخته شده است. هیچ نشانه ای در زندگی جوانی این مرد بزرگ دانش وجود نداشت که نشان دهد اویکی از مشهور ترین دانشمندان دنیا خواهد شد ولی او توانست بر تمام موانعی که در برابرش بود غلبه کند و پیروز شود.
گالیلو گالیلی (گالیله)
تا به امروز گالیله هنوز هم به عنوان کسی که بیشترین سهم را در پیشرفت علم داشته شناخته شده است. با وجود اینکه به خاطر اعتقادش توسط کلیسا مورد آزار و اذیت قرار گرفتاما حتا آن هم او را از انجام اکتشافاتی که در عصر حاضر هم مورد استفاده هستند باز نداشت. او نه تنها یک فیزیکدان بلکه ستاره شناس و فیلسوف هم بود. سهم او در پیشرفت علم، اختراع تلسکوپ و بیان دو قانون اول حرکت را در بر دارد.
چارلز رابرت داروین
در ادامه، شماره ی چهار چارلز داروین است. هرچند کسانی هستند که در دانشمند بودن او اختلاف نظر دارند. سهم عمده ی او در یافتن منشاء انسان است. او همچنین به خاطر سفرهای بسیاری که دور دنیا برای اثبات نظریه خود انجام داده معروف است.
البرت انیشتین
با توجه به گذشته ی البرت انیشتین، هیچ کس فکر نمی کرد پسری که تا سه سالگی نمی توانست حرف بزند و تا هشت سالگی نمی توانست بخواند، یکی از بزرگترین دانشمندان تاریخ باشد. با وجود موانعی که در پیش داشت توانست جایزه ی صلح نوبل را به خاطر تلاش هایی که در زمینه ی فیزیک انجام داد، بگیرد.
توماس ادیسون
هیچ دانشمند دیگری نتوانسته است مثل ادیسون بیش از ۱۰۰۰ اختراع ثبت شده داشته باشد. مثل انیشتین، ادیسون هم در کودکی مشکلات یادگیری داشت. دستگاه گرامافون و لامپ الکتریکی از اختراعات اوست.
الساندرو جوزپه آنتونیوآناستاسیو ولتا
ولتا که ایتالیایی بود به عنوان یک دانشمند در زمینه ی توسعه ی باتری الکتریکی تلاش کرد. واحد اندازه گیری الکتریسیته “ولت” به یاد او و به خا طر احترام به تلاش های او نام گذاری شده است.
استفن هاکینگ
بعد از درگذشت البرت انیشتین، کسی فکر نمی کرد که دوره ی دانشمندان گذشته باشد اما استفن هاکینکزبه لیست بزرگترین دانشمندان قرن بیستم اضافه میشود. شهرت او به خاطر نظریه ی انفجار بزرگ و سیاه چاله است. او همچنین در دانشگاه کمبریج به عنوان استاد ریاضیات تدریس کرده است.
لوئی پاستور
لوئی بیشتر به خاطر تلاش هایی که در زمینه ی پزشکی انجام داده شناخته شده است. نظریه ی جوانه ((germاولین بار بوسیله ی او معرفی شد و در ازآن پس در مطالعات میکرو بیولوژی مورد استفاده قرار می گیرد.
سر جاگادیش چاندرا بوز
جاگادیش به خاطر اقداماتش در اختراع رادیو و مایکرو ویو مشهور است. او که اولین دانشمند بنگالی (بنگلادشی) است تلاش های بسیاری در زمینه ی پیشرفت علم داشته است.
لیست فوق تلاش کرده است که تنها بعضی از بهترین دانشمندان طول تاریخ را معرفی کند و این بدان معنی نیست که دانشمندانی که اینجا ذکر نشده اند در رشته های خاص خود تلاش های ارزنده ای نداشته اند. همچنان که دنیا و تکنولوژی پیشرفت می کند تلاش های بسیاری هم صرف این میشود که وسایل الکترونیکی موجود راکارآمد تر و کم هزینه تر کنند. برای مثال پس از اختراع اینترنت پیشرفت ها ادامه داشته است تا اطمینان حاصل شود که دسترسی به اینترنت نه تنها ارزان تر بلکه ساده تر هم باشد.
منبع: ایران ویچ
می گویند اگر می خواهید عمر طولانی داشته باشید، شاد زندگی کنید و کمتر غصه بخورید، تغذیه سالم و سرشار از میوه و سبزیجات داشته باشید و از ورزش یا تحرک بدنی روزانه غافل نشوید، اما گویا عامل کوتاه شدن عمرتان، به شما خیلی نزدیک تر از آن است که بخواهید برای دوری جستن از آن، تلاش های سخت و پیگیرانه در زمینه های مختلف داشته باشید.
بخصوص اگر به واسطه شغل تان محکوم به نشستن پشت میز کارتان هستید، باید به
نوعی همزیستی با بلای جانتان؛ یعنی صندلی ای که روی آن نشسته اید، برسید.
قضیه از این قرار است که نتایج یک مطالعه جدید نشان داده افرادی که طی روز
کمتر از سه ساعت می نشینند، حداقل دو سال به میانگین طول عمرشان افزوده می
شود.
به این دلیل که بی تحرکی و زیاد نشستن نه تنها باعث کاهش فعالیت عضلات پا
می شود، بلکه به افزایش قند و کلسترول خون و در نهایت بروز بیماری های قلبی
کمک می کند.
گرچه کارمندی و پشت میزنشینی به خودی خود، اسیر شدن در بن بست بی تحرکی است
که فرار قطعی از آن ممکن نیست، اما کاهش عوارض ناشی از آن راه هایی دارد.
اولین قدم برای رسیدن به این هدف، انتخاب صندلی و میز متناسب با ساختار
فیزیکی کمر، شانه ها و گردن است، به طوری که هنگام کارمجبور نباشید به جلو
یا عقب خم شوید.
حتی مچ شما نباید در حالت خمیده قرار گیرد و در زمان استفاده از کامپیوتر و
سایر وسایل، مچ باید در امتداد ساعد باشد تا دچار عوارض مزمن در آن نشوید؛
یادتان باشد بازو ها و آرنج ها زمانی آرامش دارد که نزدیک بدن باشد.
از آن مهم تر هر ۴۵ دقیقه تا یک ساعت، از جای خود بلند شوید، چند قدم راه
بروید و به گردن، شانه ها، کمر و پاها حرکات نرمشی ظریف بدهید. فقط لازم
است که این کار را سه تا پنج دقیقه در هر نوبت انجام دهید.
میز و صندلی کار شما، مکانی است که بیشترین ساعات عمرتان را در همنشینی با
آنها می گذرانید، پس این همنشینی را به شکلی مدیریت کنید تا دچار مشکلات و
عوارض اسکلتی و عضلانی نشوید و با وارد کردن فشار مضاعف بر بدن، سلامت تان
را به خطر نیندازید.
پس روزانه به دفعات از پشت میزتان بلند شوید و فراموش نکنید که حتی اگر
ورزش کنید، زیاد سبزیجات بخورید و سیگار نکشید، باز هم در صورتی که هر روز
به مدت طولانی یک جا بنشینید، زندگی خود را به خطر می اندازید.
همه آنهایی که با هم ازدواج میکنند، دوست دارند زندگیشان دوام داشته باشد. دانش امروز نشان میدهد، احتمالا نوع عمل هورمونهای ما در داشتن یک زندگی سعادتمند دخیل است؛ هورمونهایی که احساس محبت و دیگر احساسات ارزشمند زندگی را به وجود میآورند.
عشق
سالهاست که علم در حال کاوش منشا عصبی- زیستی احساسات ماست. علم میخواهد کشف کند چرا ناگهان دو نفر آنقدر عاشق هم میشوند که حاضرند به خاطر هم، پا روی همه چیز بگذارند تا عشقشان را به هم ثابت کنند؟ چطور میشود که زوجی بعد از ازدواج هم تا سالها و گاهی در تمام عمر عاشق هم باقی میمانند؟ و سۆالاتی از این قبیل.
علم، تمام این حالتها را به هورمونها نسبت میدهد و میگوید این هورمونها هستند که کنترل احساسات را بهدست دارند و گاهی باعث احساس نفرت میشوند و گاهی باعث احساس عشق. اما این موضع علم موردپسند خیلیها نیست و آنها میگویند این حرف کذب محض است، اما واقعا به جز خدا هیچکس حقیقت ماجرا را نمیداند.
هورمون عشق چه نقشی در زندگی زناشویی دارد؟
وقتی دو نفر به هم وابسته میشوند و اعتماد کامل بین آنها شکل میگیرد، ترشح هورمون عشق در بدن آغاز میشود و میتوان گفت این هورمون جزء معدود هورمونهایی است که ترشح آن نه تنها دلایل فیزیولوژیک، بلکه احساسی دارد. اکسی توسین باعث وابسته شدن و عشق دو فرد به هم میشود و افراد را به داشتن یک زندگی بادوام، داشتن فرزندان و… ترغیب میکند.
خلاقیت، عشق شما را جاودانه میکند
شاید این سۆال در ذهنتان بهوجود بیاید که با وجود ترشح هورمون اکسی توسین(عشق)، چطور گاهی همسران عشق را فراموش میکنند و جدا میشوند؟ باید گفت برای ترشح مداوم این هورمون لازم است که زوجین دینامیک و فعال باقی بمانند و سعی کنند از عشقشان مثل یک گل مراقبت کنند، چون به مرور زمان میزان دوپامین ترشحی بدن کاهش مییابد و از میزان اشتیاق کاسته میشود. برای افزایش آن لازم است زن و مرد خلاق باشند و مدام در مورد خاطرات یا آرزوهایشان صحبت کنند. هر جرقهای میتواند سبب ترشح اکسی توسین شود. اگر جرقهای نباشد، طبیعی است که به مرور آتش خاموش میشود. برای تداوم زندگی، ایجاد خلاقیت و تازگی لازم است در غیر این صورت عشق به راحتی از بین میرود و کاری از دست هورمونها برنمیآید.
تاثیرات هورمون عشق
محققان میگویند اکسی توسین روی پارهای از رفتارها تاثیر فراوان دارد:
رفتارهایی از قبیل اطمینان و فداکاری
بروز رفتارهای کاملا متضاد مانند حسادت و غرور
افزایش احساس همدردی و پیوند به ویژه بین والدین و فرزندان
بهبود و تقویت مهارتهای اجتماعی در افراد خجالتی و کمرو
افزایش میزان حس دلسوزی و همدلی انسانها نسبت به یکدیگر
بهبود حافظه و عملکرد مغز
وقتی رابطه فرد مثبت باشد: هورمون عشق، رفتارهای اجتماعی را تقویت میکند.
وقتی ارتباط منفی باشد: هورمون عشق، احساسات منفی را افزایش میدهد.
این هورمون تاثیر بسیار ناچیزی روی افرادی دارد که به طور طبیعی اعتمادبهنفس دارند.
واکنشهای متفاوت افراد در برابر ترس، به سطح گیرندههای اکسی توسین بستگی دارد. هرچه این گیرندهها فعالتر باشد، افراد شجاعتر میشوند.
۳ مرحلهای که همسران عاشق طی میکنند
اکسی توسین هورمونی پپتیدی است که از هیپوتالاموس ترشح میشود و عملکردهای مختلفی دارد. مهمترین عملکرد این هورمون القای دردهای زایمان و تقویت رابطه احساسی میان مادر و نوزاد است. از دیگر عملکردهای این هورمون، توسعه احساسات، عشق و ایمان است و به طور کلی در رشد رفتارهای اجتماعی، واکنشهای بین فردی و کنترل اضطراب نقش کلیدی ایفا میکند.
مرحله اول: احساس تمایل
این احساس کشش توسط هورمونهای زنانه و مردانه یعنی استروژن و تستسترون بهوجود میآید، تستسترون فقط در مردها نیست که نقشی مهم بازی میکند بلکه در جذب خانمها به سمت جنس مخالف نیز نقشی اساسی دارد.
فورمونها -مواد شیمیایی هستند که پیام را از طریق بوی بدن منتقل میکنند. این مواد در جلب نظر جنس مخالف در انسانها نقش دارند، همین فورمونها هستند که در دیدار اول از کسی خوشمان میآید یا به دلمان می نشیند.
مرحله دوم: احساس کشش
مهمترین مرحله در عاشق شدن در اینجا اتفاق میافتد، وقتی افراد عاشق میشوند دیگر نمیتوانند به هیچ چیز دیگری فکر کنند، آنها حتی ممکن است اشتهای خود را از دست بدهند، دچار کمخوابی شوند و بیشتر ساعات روزشان را به رۆیاپردازی درباره معشوقشان طی کنند. در این مرحله یک گروه از انتقالدهندههای عصبی به نام مونوآمین نقش مهمی بازی میکنند.
با افزایش آدرنالین فعالیت مغزی افزایش مییابد، احساس محبت به وجود میآید اتیل آمین یا نوعی آمفتامین مغزی طبیعی افزایش مییابد فرد احساس خوبی پیدا میکند، فنیل اتیل آمین در شکلات هم وجود دارد و انرژی و اشتیاق فرد را افزایش میدهد. البته اثر فنیل اتیل آمین دوام چندانی ندارد.
مرحله سوم: وابستگی
این مرحله بعد از مرحله کشش است و اگر رابطه به سرانجام برسد پیش میآید. هیچکس نمیتواند برای تمام عمر در مرحله کشش باقی بماند چون در این صورت در تمام طول زندگی نمیتواند هیچ کار مثبتی انجام دهد. همین مرحله وابستگی است که از زن و مرد یک زوج خوشبخت میسازد و آنها را به داشتن فرزند تشویق میکند.
برای پایدار ماندن احساس عشق دوپامین؛ حامل عصبی، مسبب حس خوشبختی و آرامش است. اکسی توسین (هورمون عشق) صدای فرد مورد علاقه، خاطرات شیرین، حتی یک نگاه مهربان باعث ترشح این هورمون در بدن میشود.
واسوپرسین این ماده شیمیایی هم در کارکرد کلیهها نقشی مهم دارد و هم میتواند در یک رابطه طولانیمدت نقشی مهم ایفا کند.
منبع: زندگی ایده آل
تقریبا تمام اپراتورهای تلفن همراه در جهان کدهای ویژهای دارند که به واسطه بهکارگیری این کدها کاربران میتوانند میزان کارایی گوشی تلفن همراه خود را بالا برده و بر برخی از قابلیتهای آن بیفزایند.
برخی از این کدها در حقیقت فرامینی هستند که بهصورت عادی در منوی گوشی
تلفن همراه موجود است و استفاده از این کدها در حقیقت به نوعی میانبر برای
همان فرامین محسوب میشود.
کدهای امنیتی تلفن های همراه
تقریبا تمام اپراتورهای تلفن همراه در جهان کدهای ویژهای دارند که به
واسطه بهکارگیری این کدها کاربران میتوانند میزان کارایی گوشی تلفن همراه
خود را بالا برده و بر برخی از قابلیتهای آن بیفزایند. برخی از این کدها
در حقیقت فرامینی هستند که بهصورت عادی در منوی گوشی تلفن همراه موجود است
و استفاده از این کدها در حقیقت به نوعی میانبر برای همان فرامین محسوب
میشود.
کد دایورت
یکی از معروفترین کدها که جزو پرکاربردترین آنها نیز محسوب میشود کد
دایورت است. شما میتوانید با گرفتن کد #۹۱۵* ۲۱* تلفن خود را برای مدت
زمانی خاص از دسترس خارج کنید. این سرویس با گرفتن کد #۲۱# کنسل میشود.
برای دایورت کردن شماره خود روی شماره دیگر میتوانید از کد # Number* 21*
استفاده کنید. همچنین با استفاده از کد # ۰۹۴۰۲۲* ۶۷* زمانی که تماسهای
خود را رد میکنید پیام شماره مشترک نظر در شبکه موجود نیست برای فرد
تماسگیرنده پخش خواهد شد. برای خروج از این سرویس کافی است #۶۷# را
شمارهگیری کنید. برای دایورت کردن شماره خود روی شماره دیگر درصورت
عدمپاسخگویی از کد# Number* 61* استفاده کنید. در این صورت زمانی که شما
به تماسهای خود پاسخ نمیدهید شماره شما روی شمارهای که در قسمت Number
وارد کردهاید انتقال مییابد. برای دایورت کردن شماره خود روی شماره دیگر
درصورت در دسترس نبودن از کد # Number* 62* استفاده کنید. در این صورت
زمانی که شما در دسترس نباشید شماره شما روی شمارهای که در قسمت Number
وارد کردهاید انتقال مییابد.
کد ریست کردن
#۷۷۸۰#*
RESET گوشی یا همان بازگشت به حالت تنظیمات کارخانهای. مناسب برای زمانی
که گوشی قاطی کرده است. درواقع درایو C گوشی را ریست میکند (ریست گوشی
بدون حذف برنامهها) بعد از وارد کردن این کد، گوشی از شما تقاضای وارد
کردن security code را خواهد داشت.
#۷۳۷۰#*
فرمت گوشی. مناسب برای زمانیکه گوشی خیلی خیلی قاطی کرده است. درواقع این
کد درایو C گوشی را فرمت میکند و البته تمامی برنامهها و فایلهای موجود
روی این درایو از بین خواهد رفت. بعد از وارد کردن این کد، گوشی از شما
تقاضای وارد کردن security code را خواهد داشت.
سریال نامبر گوشی
کد #۰۶#* سریال نامبر گوشی یا همان IMEI را نمایش میدهد. استفاده از این
کد در هنگام خرید گوشی و تطابق آن با شماره سریال موجود روی جعبه گوشی و
بدنه دستگاه میتواند به شما ثابت کند که گوشی شما اورجینال و آکبند است یا
تعمیری و کارکرده است.
کلمه IMEI مخفف عبارت International Mobile Equipment Identity و به معنی
هویت بینالمللی دستگاههای تلفن همراه است. IMEI یک شماره ۱۵ رقمی است که
در هر موبایل منحصر به فرد است و در حقیقت بیانگر هویت دستگاه مورد استفاده
در شبکههای GSM است.
کد #۰۰۰۰#* نمایش سیستم عامل، تاریخ ساخت و مدل گوشیهای نوکیا را نمایش میدهد.
استفاده از این کد و نیز مقایسه زمان ساخت با تارخ خرید گوشی نیز میتواند بهعنوان یکی از فاکتورهای نو بودن یک گوشی محسوب شود.
قدرت باطری مخفی شده
تمام شدن باطری موبایل مشکلی همیشگی و آشنا برای همه است، یکی از راههای
مطمئن برای افزایش طول عمر شارژ باطری موبایل، قراردادن موبایل در حالت
ذخیره باطری یا انرژی است که باعث میشود درصورتی که با موبایل کار نکنید
بلافاصله صفحه را قفل کرده یا نور اسکرین آن را کم میکند. اما راه دیگری
هم برای حالتهای اضطراری استفاده از شارژ موبایل وجود دارد.
درنظر بگیرید باطری موبایل شما خیلی کم است. برای فعال کردن کلیدهای #۳۳۷۰*
را فشار دهید. موبایل شما با این اندوخته راهاندازی مجدد خواهد شد و شارژ
باطری ۵۰ درصد افزایش خواهد یافت. این فضای اندوخته هنگامی که موبایل خود
را شارژ میکنید، خودبهخود شارژ خواهد شد.
برخی معتقدند که باید شارژ موبایل بطور ۱۰۰درصد تمام شود و بعد شارژ کامل
صورت گیرد اما این مسئله در مورد نسل اول موبایلها مصداق داشت تکنولوژی
های جدید موبایل نیازی به این کار ندارد.
منوی مخفی گارانتی
در تلفنهای همراه نوکیایک منوی مخفی وجود دارد که حاوی اطلاعات مفیدی برای
تعمیرکاران گوشیهای موبایل است. برای دستیابی به این منوی مخفی، کافی
است کد #۹۲۷۰۲۶۸۹#* را روی تلفن همراه خود وارد کنید. در این هنگام شما
وارد یک منوی مخفی میشوید که شامل گزینههای زیر است:
نمایش شماره سریال گوشی
تاریخ ساخت گوشی
تاریخ آخرین تعمیر انجام شده روی گوشی (البته اگر در گذشته تعمیری روی آن انجام گرفته باشد).
نشاندهنده زمان مکالمات انجام شده با گوشی مورد نظر (این تایمر را با هیچ روشی نمیتوان پاک کرد).
ایجاد توانایی برقراری تبادل اطلاعات کاربر (درصورت وجود لوازم مورد نیاز)
برای خارج شدن از این منو، یکبار تلفن خود را خاموش کنید و سپس دوباره آن
را روشن کنید.
راهکارهای بالا بردن ذخیره حافظه
نکاتی هستند که رعایتکردن آنها به کاربران کمک میکند تا سرعت گوشیهای خود را بالا ببرند:
ارسال پیام : بهتر است سعی شود پیامها در کارت حافظه ذخیره شوند، نه در حافظه تلفن همراه.
تصاویر پسزمینهزنده: ممکن است این تصاویر زیبا بهنظر برسند اما قدرت پردازشگر را تضعیف میکنند.
حذف برنامههای غیرضروری: اگر از همه برنامههای نصب شده در تلفن همراه
استفاده نمیشود و مانند گردوغبار تلفن همراه را پوشاندهاند، بهتر است حذف
شوند، زیرا تنها حافظه با ارزش تلفن همراه را اشغال میکنند.
انتقال تصاویر و ویدئوهای قدیمی : کاربران ممکن است تصاویر یا ویدئوهای
زیادی را در گوشی خود ذخیره کنند؛ حتی بدون اینکه آنها را بشناسند. میتوان
آنها را در یک حافظه خارجی یا اکسترنال یا در حافظه لپتاپ ذخیره کرد.

می گن مردهای مجرد کمتر از مردهای متاهل عمر میکنند ، اما مردهای متاهل بسیار بیشتر از مردهای مجرد آرزوی مرگ می کنند.
مرد : قسم می خوری که منو به خاطر پولهام دوست نداری؟ زن : هزار تومن بده تا قسم بخورم!
زن : اگه امشب نیایی بریم خونه مامانم دیگه منو نمی بینی!
مرد : برای چی؟
زن : واسه اینکه چشماتو در می آرم!
همسر یه تاجر به شوهرش میگه: هر وقت تو میری سفر من عصبی میشم.
شوهرش میگه : غصه نخور عزیزم ، من خیلی زودتر از آنی که تو فکر میکنی برمیگردم.
زن میگه : خوب همین عصبیم میکنه دیگه!
آدما می تونند پسر باشن اما پسرا نمی تونند آدم باشن
مردها مثل جای پارک (پارکینگ) هستن خوباشون که قبلا اشغال شده بقیشون که مونده یا کوچیک هست یا جلو در مردم.
زن خودش را خوشگل می کند چون خوب فهمیده که چشم مرد، تکامل یافته تر از مغز اوست!” دوریس دی
قلب پسرها مثل پارکینگی است که هیچ وقت تابلوی ظرفیت تکمیل بر در آن دیده نمیشود و اما قلب دخترها مانند فرودگاهی است که مدت ماندن یک هواپیما در آن بستگی به فرود هواپیمای بعدی دارد
اگه پسرا با جنبه بشن چی میشه؟؟؟؟؟ ۱- بوی ترشی کشور رو بر می داشت (لذا مشکلات زیادی برای شهرداری پیش می یومد) ۲- ازدواج برای دختران تبدیل به ارزو و رویای شبانه می شد ۳- شوهر مثل قند و پنیر کوپنی می شد و صف های طولانی برای گرفتن آن به وجود می امد پس به این نتیجه می رسیم که: پسر ها همین طور بی جنبه باقی بمونن هم برای دخترا بهتره هم برای تمدن
بیچاره پسرها اگه تیپ بزنن برن بیرون میگن با کی قرار داری؟ اگه لباسهای معمولی بپوشن میگن اصلا سلیقه نداری اگه زیاد بگن دوستت دارم . میگن باز چه نقشه ای تو سرته اگه نگن دوست دارم میگن پای کس دیگه ای وسطه اگه زیاد بهتون زنگ بزنن میگن اعتماد نداری اگه یه مدت زنگ نزنن میگن سرت خیلی شلوغه اگه تو خونه زیاد بخندن میگن لوس شدی اگه نخندن میگن چه مرگته عاشق شدی اگه شام بخوان میگن همش به فکر شکمتی اگه شام نخوان میگن چی کوفت کردی
مردها ۳ تا آرزو دارند:
۱٫اونقدر که مادرشون میگه، خوش تیپ باشن
۲٫اونقدر که بچه شون میگه، پولدار باشن
۳٫اونقدر که زنشون شک داره ، زن داشته باشن
دعای پسر مجرد
اللهم ارزقنا حوریا تک دانه و کم توقعا و والدینها رو به موتا و جهیزیتها کامله و کدبانوا فی اامور المنزل و تسلیما لخشمنا و خدمتنا
مرد به خدا می گه: چرا زن رو زیبا آفریدی؟
خدا می گه: واسه اینکه تو دوستش داشته باشی!
دوباره می پرسه پس چرا ناقص العقله؟
خدا هم درجواب به این سوال احمقانه مرد پاسخ میده:
واسه این که تورو دوست داشته باشه!!!
قلب دخترامثل قبرستونه هرکی به اونجاپامیذاره دیگه نمیتونه برگرده اماقلب پسرامثل هتل ۵ستاره است معلوم نیست کی میادکی میره
گفت مردی به همسرش روزی…. من بمیرم چگونه خواهی زیست؟ گفت: از چند و چون آن بگذر…. تو بمیری برای من کافیست
[ زی ذی نامه ]
الهی ! به مردان درخانه ات. به آن زن ذلیلان فرزانه ات .
به آنانکه در بچه داری تکند. یلان عوض کردن پوشکند .
به آنانکه باذوق وشوق تمام . به مادرزن خود بگویند : مامان .
به آنانکه دامن رفو میکنند. زبعد رفویش اتومیکنند.
به آن قرمه سبزی پزان قدر . به آن مادران به ظاهرپدر .
الهی ! به آه دل زن ذلیل . به آن اشک چشمان ممد سبیل !
که ما را براین عهد کن استوار! ازاین زن ذلیلی مکن برکنار.
بچه از باباش میپرسه بابا تو بهشت زن ها از شوهرشون جدا زندگی میکنن یا با هم هستن ؟ بابا میگه بچه جون اگه زن ها با شوهرشون یه جا باشن که دیگه اونجا بهشت نمیشه !!
و تمام خاطرات تورا حاشا می کنند
و تو در کجای زندگی من رخنه کرده ای نمی دانم
این منم همه ی وجودم تو را حاشا می کندمی فهمی؟
...
ولی تصویرنگاهت پشت پلک هایم حک شده است
تو را دیگر به نام نمی شناسم
ای آنکه همیشه در من مخفی هستی
با کدامین عنوان سر در قلبم نشستی
نمی دانم
من تو را معتادم
نفس می کشم
زندگی می کنم
تو جزیی از من هستی
ولی نامت را نمی دانم
تورابا آن اسم که همه می شناسنت نمی شناسم
من از تو برای خود بتی ساخته ام
که شبیه تو نیست
من با تو حرف می زنم ولی منظورم از تو تو نیست
می فهمی
اینکه از تو به سمت من کوچ کرده
نمی شناسیش
من هم او را عاشقم
دست از سر منُ مسافرناشناست بردار
و تمام خاطرات تورا حاشا می کنند
و تو در کجای زندگی من رخنه کرده ای نمی دانم
این منم همه ی وجودم تو را حاشا می کندمی فهمی؟
...
ولی تصویرنگاهت پشت پلک هایم حک شده است
تو را دیگر به نام نمی شناسم
ای آنکه همیشه در من مخفی هستی
با کدامین عنوان سر در قلبم نشستی
نمی دانم
من تو را معتادم
نفس می کشم
زندگی می کنم
تو جزیی از من هستی
ولی نامت را نمی دانم
تورابا آن اسم که همه می شناسنت نمی شناسم
من از تو برای خود بتی ساخته ام
که شبیه تو نیست
من با تو حرف می زنم ولی منظورم از تو تو نیست
می فهمی
اینکه از تو به سمت من کوچ کرده
نمی شناسیش
من هم او را عاشقم
دست از سر منُ مسافرناشناست بردار
پنج شنبه 1389/11/7 ثانیه ها می گذرند تو استخاره می کنی! شماره را می گیری و قطع می کنی لحظه ها درگذرند من تو را می گیرمو فقط سکوت می کنم لحظه ها اما درگذرند تو استخاره می کنی فراموشی را،راه چاره می کنی لحظه ها هم می گذرند من استخاره می کنم هزار بار نه و آره می کنم لحظه ها اما در گذرند تو مرا لابه لای خاطرات بایگانی می کنی عشق مرا سر کوچه،نذر به رایگانی می کنی ثانیه ها اما می گذرند تویی ،عاشق دیروز؟ چه ساده هم پای ثانیه ها تو هم از من 'گذر می کنی ---------------------------------------------------------------------------------------- من به تو محتاجم درک کن -------------------------------------------------------------------------------------------- پنج شنبه 1389/11/7 ساعت 22:40 به من آرامشی به که بگم آره قسمته به من یه صبری بده که بازی بازیه سرنوشته به من آرامشی بده که بگم کارت درسته به من صبری بده که بگم اشکام یادته -------------------------------------- من همین ام ،تنهاترین تنهایی ِمبهمِ جهان من ام قطره ی اشکی از اقیانوسِ غمِ بی کران من همین ام کوله بارم پر از توبه های رنگی با یه حسِ عجیب ،غریب دلتنگی من همین ام یک گوله ی درد توی عرق ریزون تابستون یک تیکه ی منجمد شده سرد ِسرد -------------------------------------------------------------------------------------------- جمعه1389/11/8ساعت15:40 قضیه ی اشکِ مدامم اینه که اشک آرامم می کنه.کاری که یه عمر نگاه تو نتونست بکنه.قضیه اینه که اشک،آبِ روی آتیشه.قلب من یه شعله ی آتیشه.نگاهم پر از تشویشه.کی الان پیششه.کاش معجزه ی اشک در تو اثر داشت،دل تو از آتش سوزی من خبر داشت. -------------------------------------------------------------------------------------------- به خاطر منم که شده شادِشادِباش -------------------------------------------------------------------------------------------- اتفاق های کوچیک،کوچیک،حادثه های بزرگ بزرگ -------------------------------------------------------------------------------------------- دلم گرفته از خودم می فهمی؟ دلم گرفته از روزهایی که گذشته؟ دلم حالش خیلی بده دلش از این تنهایی ها گرفته؟ دلش از گذشته ها شکسته... -------------------------------------------------------------------------------------------- دلم از نبودنت گرفته خدا ببین این منم تنهای تنها یه عمر مگه جز تو کسی رو داشتم با توام،من که هزاران بار شکستم ولیمن فقط تو رو داشتم فقط تو رو داشتم این چنین غرق در خودمُ این دنیا شدم که مپرس غرق در مادییات نه غرق در حسرت گذشته حسرت روزای رفته سر از کارت در نمی یارم خدا همه چی زیر دست توِاِ مگه نه؟ پس چرا کسی واسه نجابت من هیچ ارزشی قائل نشد پس چرا من ُ دنیام محکوم به فنا شدیم چرا کسی واسه احساسات بشر دوستانه من و ما هیچ ارزشی قائل نشد دلم گرفته از مرامت ای خدا خشکلی رو هم دیگه حالا به پولدار دادی! -------------------------------------------------------------------------------------------- شنبه1389/11/9 ساعت 19:50 یکی از گذشته های خیلی دور نزدیک شده ،چهره اش روبه رو نمی شناختمش اصلا ولی از کنارش رد شده بودم یکی از گذشته های خیلی دور مرا به من نزدیک تر کرد چرا فکرش خوره یِ ذهنم شده چرا چهره اش مایه ی آزارِ روانم شده چرا من که او را نمی شناختم فقط لحظه ای در چشمانش نگاهی انداختم چرا الان دارم می سوزم چرا حس غریبی دارم هنوزم ببین که بی عشقی مرا به کجا کشانده مرا به جنون آنی رسانده -------------------------------------------------------------------------------------------- به سادگی میشه عوض شد به سادگی میشه فراموش شد به سادگی میشه نماد غم شد به سادگی میشه بارون نم نم شد به سادگی میشه عاشق شد به سادگی میشه فارق شد به سادگی میشه عوض شد به سادگی میشه رنگ به رنگ شد به سادگی میشه دلتنگ شد به سادگی میشه نامفهوم شد به سادگی میشه مذموم شد -------------------------------------------------------------------------------------------- 1389/11/9شنبه ساعت20:15 سهم من از دنیا غم وغصه است عشق و لذت عاشق افسانه است من به سهمم اعتراض دارم من به حکمم اعتراض دارم من هم از شادی و لبخند سهم دارم من هم از شادی و لبخند سهم دارم -------------------------------------------------------------------------------------------- یکشنبه1389/11/10 عصر گناه من این بود که هرزه نبودم اونی که رقاصه هر سازه،نبودم -------------------------------------------------------------------------------------------- 1389/11/10یکشنبه ساعت15:30 همه می گند سپیده عاشق نمیشه دیوونه شده و عاقل نمیشه اما نمی دونند که تنهایی اشکمو در اُورده این همه بی کسی حرصمو در اورده هر ثانیه یادمه که تنهام ولی باز من این تنهایی ُمی خام نه که چشماش عاشقم نکنه ولی ترسیدم ترکم کنه معجزه ی ترس از عشق بیشتره دوستش دارم اما ترسیدمو چشمام تره -------------------------------------------------------------------------------------------- یکشنبه1389/11/10ساعت15:45 یه روزی می یاد که یادِ من اشکِ تورو درمی یاره یه روزی می یاد که یادِ من تلافی رفتن تو رو در می یاره امروز کنج خلوت تنهایی برای من اوج رهایی امروز کنج خاطراتِ زندانی تو باز مرا از یادت می رانی امروز اما این همه بی کسی این همه اشکِ ندامت و دلواپسی امروز تنهایی و بی کسی ،بزرگترین شانس من است این همه آواز غربتِ احساس ،بزرگترین شانس من است ------------------------------------------------------------------------------------آی روزگار،ای دل صبوری کن از تکرار خاطرات دوری کن یه روزی دستای تو به دادم می رسه نگاه مهربونت به فریادم می رسه وای که اون روز خیلی دوره ولی اما دل من صبوره یکشنبه 10/11/1389 ساعت 22:30 با تو بودن خیلی خوبه همه وجودم آرومه با تو بودن ای خدا عشق منه رسیدن دیگه به توای معبود من خیلی خوبه ،خیلی خوب،خیلی خوب قشنگ ترین دقایق منه دقایقی که فکر نمی کنم خدا نمیشم،سرنوشتو نمی نویسم قشنگ ترین دقایقه وقتی که قلبم عاشقه ،قلبم عاشقته ای خدا!قلبم عاشق نوشته هاته ای خدا. قشنگ ترین دقایقه زمانی که مثل یه تماشاگر می شینیم تو استودیو.به تماشای بازیت ای خدایا.قشنگ ترین دقایقه وقتی که تو آینه خودمو می بینم.نه تصورای خیالی رو.نه پری پوشالی رو. قشنگ ترین دقایقه که آینه میشه برام فروغ!آخ که دردای منو کشیده فروغ.... قشنگ ترین دقایقه وقتی که پروین از خزون می گه...از دردای پنهون می گه.. قشنگ ترین دقایقه وقتی که با خودِ خودم خلوت می کنم وقتی که تنهایی مو تقسیم بر 2 می کنم. تنها نیستم آخه تو هستی خدا! تنها نیستم آخه همزادِ منِ فروغ و پروین. اگه دستای ستم گرفته از من مادرمو ولی من یادم نرفته آوازِ غربت شو. پس من هم می خونم به لهجه ی پروین از درد فروغ. به لهجه ی فروغ از درد پروین به آوای هر دو از درد سپید. یکشنبه 10/11/1389 ساعت 23 باید خیلی قشنگ بیاد،اونی که منو می خاد باید تنهای تنها بیاد اونی که منو می خاد باید تنهایی مو ،ویرون کنه ولی آروم باید منو با من آشتی بده ولی آروم سه شنبه 12/11/1389 ساعت22:59 فردا 28 صفر چرا این حال وهوای عجیب تموم نمیشه سهم من انگاری یه عشق نجیب نمیشه باشه اگه برای توهم رسوندن من به آرزوی 22 سال زندگی ام مثله معجزه است.باشه قبول... ازت نمی خام.دیگه ازت چیزی نمی خام. ولی من می دونم یه روزی این کابوس تموم میشه ولی ترسم از اینه که بمیرمو قصه قصه ی ققنوس شه.ولی ای کاش این کابوس تموم شه. برو واسه کسی لفظ قلم حرف بزن که به حرف زدنت و به حرفات دل خوش کنه! سه شنبه 12/11/1389 ساعت23:25 فردا 28 صفر برای من واژه ها حقیر شدند برای گفتن ،واژه ها فقیر شدند یه غمی دارم که خیلی بزرگه که... هیچ وقت نخاستم برات مثل همه باشم رفتم از زندگیت تا جدای از بقیه باشم چهارشنبه13/11/1389ساعت 19:23 داغ عشقت هر روز تازه تر میشه زخم کاری خنجرت رو قلبم هر روز بدتر میشه ------------------------------------------------------------------------------------ چهارشنبه13/11/1389ساعت 22:35 روزی بر حلقه در می کوبی روزی می پرسی از من خوبی؟ روزی برای من رول عاشق بازی می کنی برای تلافی گذشته ،دلو راضی می کنی بزار جدایی ها تموم بشه یادگاری ها حروم بشه بزار تو که رفتی یادت بمیره بزار خیالت این عادت بمیره یه نگاه به شناسنامت بنداز چهارشنبه13/11/1389ساعت 24 تا کی باید دیگرون بگند ما گوش کنیم تا کی باید دیگرون مد کنند ما بپوشیم؟ ------------------------------------------------------------------------------------ چهارشنبه13/11/1389ساعت 22:35 الان موقعه ی گریه کردن نیست از تو و عشقت گلایه کردن نیست الان موقعه ی به دست و پات افتادن نیست تو تو نیستی ،جای اصرار کردن نیست پنج شنبه 14/11/1389 ساعت13:25 همیشه همین طوری بوده چاره ی عاشق دوری بوده جواب همه ی سوال ها جدایی بوده دوای همه دردا،تنهایی بوده ------------------------------------------------------------------------------------ شنبه16/11/1389ساعت 20:50 دلم گرفته نازنین هوا تو کرده همین دلم گرفته از لحظه های بی تو از تکرار خودم اما بی تو دلم گرفته از در و دیوار از هرچی که عشقو بکنه انکار دلم گرفته نازین کجابرم چی کار کنم بگو نازنین دلم گرفته،آهنگ مدام خسته غم همه ی لحظه هاموگرفته یکی از من شادیُ دزدیده ------------------------------------------------------------------------------------ هر وقت عاشقت شدم تنها با تنهایی هات شدم منو گذاشتی تو دفتر خاطرات همنفس تنهایی هات شدم دوشنبه18/11/1389ساعت 22:50 ما برای کی شعر می گیمُ می خونیم برای اون که حتی یه لحظه عاشقش نبودیم اگه فقط یه لحظه عاشق بودی باهاش یه ذره صادق بودی دوشنبه18/11/1389ساعت 23:03 ما اگه اهل خود فروشی نیستیم اگه اهل شراب خوردنو مستیش نیستیم اگه دستاتو نمی گیرم تو دستم اگه فشار نمی دم تو رو محکم توی آغوشم اگه آرایشم هفت رنگ نیست پس دلم برات تنگ نیست آره تو دلم جایی برای عشقای شهوتی نیست پیش چشم تو و عشقت جز یه حیوون شهوتی نیست اگه چادر می کنم به سرم باشه که مخفی بشه دردم اگه سیاهه همیشه روپوشم تا که باور کنی داغِ عشقه رو دوشم اگه همیشه ابریه چشمام تا که باورکنی تورو آدم می خام اگه همیشه هوای باریدن دارم تا که باور کنی من تو باغ وحشم این روزا آدم کم دارم اگه اعتنایی به ترمز و بوقات نمی کنم حتا یه لحظه باور تنهایی تُ نمی کنم همدم لحظه های تو یه مشت لاشخورند تو خدا ُبقیه برده ی پولند تو می گی که جنسیت مایه ی درآمده از همه دراومده خدایی اش حال میده ------------------------------------------------------------------------------------ سه شنبه19/11/1389ساعت10:30 خیلی ها هستند ولی تو نیستی آره همه هستند ولی تو نیستی دیروز تولدم بود پارتی سر مزارم بود ولی یادت باشه که یادت نبود چند سال گذشته ،این ام یادت نبود سه شنبه19/1/1389ساعت11صبح به روی صفحه ی زندگی یک نقطه ی مبهمم یک علامت سوال گیج و مبهم من کجا زندگی می کنم؟ در چه سرزمینی که همه ی حرف ها،زیرزمینی که فریاد می زنند فحشارا ولی در اعماق زمین پیدا می کنی سایه ی آدم ها را ------------------------------------------------------------------------------------ ولی خداحافظی خیلی زوده هنوز قلبم عاشقت نشده ------------------------------------------------------------------------------------ اون عشقی که می گند معجزه می کنه کجاست ما که ندیدمش،عشق شما کجاست اون عشقی که به خاطرش به بیابون بزنی به خاطرش همه ی قانون های دنیا رو بشکنی به هم بزنی ------------------------------------------------------------------------------------ چهار شنبه20/11/1389ساعت11:38 باز منمو دردهای تکراری یه امید واهی انکاری باز منمو پرده های کشیده تاریکی تو قلبم رسوب کرده(سرک کشیده) باز منمو تکرار زندگی اجباری باز منمو تکرار شعار لحظه های اختیاری باز منم که باید خودمو تو قافیه جا کنم باز منم که باید خودم از آرزوها جدا کنم این منم که هر لحظه دستی برای خفه کردنش بلند میشه این منم که هر روز صدای هق هق ش بلندتر میشه این منم که مجبوره وانمود کنه که بهترینه تا که تو چشمای پدر و مادرش اشک نشینه این منم که مجبوره وا نمود کنه که زندگی شیرینه شاید نگاهش به دل یه ناجی بشینه این منم که مجبوره لحظه ها رو تحمل کنه خودشُ با خواسته های این ُ اون زیر گل کنه ------------------------------------------------------------------------------------ می خام یه لحظه یادم بره که کی هستم یادم بره که کجا بزرگ شدم می خام یادم بره که همه در و به روم بستند تو هر لحظه هزار بار منو شکستند ------------------------------------------------------------------------------------ پنج شنبه21/11/1389ساعت20:30 باید با خودم خلوت می کردم تو رو به خلوت تنهایی دعوت می کردم ببین من باید این جوری زندگی می کردم یه چار دیواری،مرحم همه ی دلتنگی می کردم ------------------------------------------------------------------------------------ پنج شنبه21/11/1389ساعت20:50 گاهی خیلی نزدیکی وقتی که فاصله نیست گاهی خیلی صمیمی گاهی بهترینی گاهی که خیلی نزدیکی به دلم بدجور می شینی گل تمنا رو از نگاهم می چینی گاهی خیلی نزدیکی به زلالی قطره ی اشکی به صداقت بارون همه ی وجودم می گه بمون ثانیه ها پر می کشند تا اوج بی تابتم همچو موج ثبت می کنه روزگار لحظه ی دیدار همین روزگار اما می کشه دیوار گاهی خیلی نزدیکی سر در قلبم می شینی هاله ی اشک توی چشمام می شی وقتی که خیلی نزدیک می شی محرم اسرار کجا بودی؟ مرهم دردم کجا بودی؟ گاهی که خیلی نزدیکی دلم دیگه تنها نیست گلایه ای برای خدا نیست ولی افسوس که به دل تو خیال نزدیکی نیست پایون این رویا جز غرق شدن سپیده در تاریکی نیست جمعه22/11/1389 ساعت19:10 من دوستت داشتم حالا مشکی عزا تو پوشیدم ------------------------------------------------------------------------------------ شنبه 23/11/1389ساعت15:24 من فقط نظاره می کنم مرهم دل صد پاره می کنم لحظه ها مسابقه ی دو گذاشتند مرا وسط برای خندیدن گذاشتند هوا را طوفان فراق گرفته دلش از هر چه هست و نیست گرفته وقتی طوفان داشت عقده خالی می کرد دل اما فقط نظاره بر این عاشق خیالی می کرد وقتی کودکی داشت می گریست دلِ من فقط قدرت نظاره داشت وقتی که عشق داشت ترک خانه می کرد خانه را با رفتن اش ویرانه می کرد کسی اما پشت سرش جاده رابا اشک آب پاشی می کرد مسافر اما با رفتن اش پایکوبی و شادی می کرد ------------------------------------------------------------------------------------ کسی ارزش موندن نداره کسی ارزش تپش قلبمو نداره ------------------------------------------------------------------------------------ یکشنبه24/11/1389ساعت 20:45 هر روز ستاره بارون می کنه آسمون سیاهمونوربارون می کنه یاد تو با من چه می کنه ای کاش نیای هیچ وقت خیالت مهربونتره گلم جای خالی ات پرتره وقتی نیستی خیالم جمع که از این دئری دلگیری که به این فاصله مجبوری هر روز ستاره بارونم می کنی باز با گفتن دوستت دارم ویرونم می کنی سپیده سپیده باز از قصرم بیرونم کشیدند باز خیس بارونم می کنند رویای شیرین شبهای سیاه با تو زنده است سپیده ها ------------------------------------------------------------------------------------ یکشنبه فوت خانواده فخرالزارع اشک مادر می چکد پدر آه می کشد خاهر به هق هق رسیده برادر بغض اش ترکیده باز امشب،در را کسی کوبیده باز امشب دلم خبری شنیده مسافری در جاده داشتیم و حال جنازه در راه داریم خاک سپاری ،جان نثاری در پیش داریم سوم و هفته و چهلم و سال در پیش داریم او که همسفر می پنداشتیم خاطراتی رنگی با هم داشتیم ------------------------------------------------------------------------------------ دوشنبه25/11/1389 روز ولنتاین ساعت22 مرده زن داره ولی بهت اشاره می ده پیر مرده موهاش سفیده ولی بهت شماره می ده بچه ی ده ساله بهت فحش ناموس می ده به جرمی که از کنارش رد شدی مژده ی ققنوس می ده جرم من جنسیت منه،آره اسم من زنه داره منم کم کم آزار می ده اسم آدمی که این حیوون داره ------------------------------------------------------------------------------------ دوشنبه25/11/1389ساعت 14 گناه من این بود که به تو فرصت بودن دادم نفس کشیدی ُریشه دونیُفرصت شکستن دادم ------------------------------------------------------------------------------------ دوشنبه25/11/1389ساعت 22:40 انگار قراره تا همیشه جای خالی ات خالی بمونه انگار قراره تا همیشه دلم عاشق یه عاشق خیالی بمونه ------------------------------------------------------------------------------------ دوشنبه25/11/1389ساعت 23 تا عمق وجودم تنهایی رو حس می کنم ------------------------------------------------------------------------------------ دوشنبه25/11/1389ساعت 22:50 واسه من هنوز واژه ها آبرو دارند هنوز مرده های توی گورها آبرو دارند اگه تنهام واسه اینه که لیلی و مجنون واسه من حرمت دارند اگه به هر بی سر و پایی اجازه ی عاشقی ندادم چون عاشقا واسه من قداست دارند اگه برای بودن تو ای عشق بی تابی می کنم چون من از تو هنوز تصویری مهتابی دارم اگه به پای شاهزاده ی آرزوها نشستم چون دخیل به ضریح عشق بستم ------------------------------------------------------------------------------------ دوشنبه25/11/1389ساعت 23 خیره به جاده می نگری سکوت را در نگاهت ،طوفانی می کنی تو که خوب می دانی آن طرف جاده ها کسی نیست آشنا با غربت لحظه ها کسی نیست خیره به جاده می نگری همه ی امیدت در جاده تجلی شده لهجه ی بی قراری ات محلی شده ------------------------------------------------------------------------------------ دوشنبه25/11/1389ساعت 24 هر چی می گم به کی به کی قسم من هیچ کیو ندیدم که عاشقش بشم باور نمی کنی هر چی می گم چشمامو بسته توهم معجزه ی پیغمبر من خبرش می یاد تو قرآن من باورنمی کنی باور نمی کنی هفت خان رستمُ جوونه زدنه بذر محبتی که کاشتمو ------------------------------------------------------------------------------------ سه شنبه26/11/1389ساعت20:40 باورمو شکستی آتیش تو دلم انداختی ------------------------------------------------------------------------------------ سه شنبه26/11/1389ساعت20:45 گفتی وقتی از همه بیدی بیا سمت من ولی الان حتا از توام بریدم حالا باید چی کار کنم؟ گفتی وقتی کسی به دادت نرسید من هستم ولی من کسم فقط تو بودی ولی به دادم نرسیدی نگو که اشتباه می کنم نگو باز دارم ناشکری می کنم.من دارم بازم بی قراری می کنم باید به کی بگم دلمو شکستند. کسایی که بوی اونا رو گرفته وجودم دلمو شکستند اونایی که اسم خانواده گرفتند. هر حرف شون یه تیر بود توی دلم فقط دلم می خاد بمیرم. ------------------------------------------------------------------------------------ پنج شنبه 28/11/1389ساعت17غروب18 بعد از گلستان.مراسم فخالزارع بیا تا سیل اشک بند بیاید نگاه بین من و تو به حرف بیاید ------------------------------------------------------------------------------------ شنبه 30/11/1389ساعت 7:50صبح خاک بر تو حرام است می پرسم از خود که روح تو آرام است؟ وقتی که شیون مادر یک لحظه ساکت نمی شود آتش بی قراری در وجودش یک لحظه ساکت نمی شود خاک بر تو حرام است آن دم که مادر منتظر تو بر سر سفره شام است چگونه قلب تو آرام است وقتی که مادر پیکرش طعمه ی صد صیاد است ------------------------------------------------------------------------------------ شنبه30/11/1389 ساعت 16:30 انگار راه بیابان در پیش گرفته سکوتی سرد و سنگین در خلوت کوچه ی دل راه می روی پا بر افکار من می گذاری ولی چه آرام و صبور چه پر شکوه و پرغرور نگاهت افسار بر پای هوس انداخته چشمانت برایم قفس ساخته تو می روی و از من دور می شوی و من با هر قدم در افکارم به تو نزدیکتر تو خالی از من می شوی ولی من پر از تو در دنیای شهوت رنگ امروز تو رنگ آبی طیانتی هنوز چه در سر دری؟ کدامین جاده تو را مسافر کرده؟ کدامین سر و افسون تو را رام خود تو می روی در مسیر خلاف من و من می مانم با پرسش های بی پایان هر روز که تو دور تر می شوی در افکار من نزدیک تر،عزیزتر دیگر اما من تو را بیگانه نمی دانم از پس تکرار مدام با تو بودن در خانه ی کاه گلی تصورات خامم ومن تو را شاهزاده می نامم تو هر روز دورتر می شوی و من نزدیکتر تو دورتر می شوی و من می ترسم می ترسم از بازی روزگار می ترسم از هزاران راز سر به مهر تو چرا تنهایی؟ آیا واقعا تنهایی؟ نکند کسی را در سینه داری؟ نکند در جاده ی عشق او شتابان می روی نکند....؟ منطق می گوید که با تو سخن گویم یا مرا می شناسی و می مانی یا نشناخته مرا می رانی ولی قلبم تو را این گونه می خواهد سرد و سنگین و متین نگاهی که معجزه گر است چشمانی که رنگ شهوت ندارد صورتی که قرمزی آتشِ وصل ندارد این گونه تو زیبایی سرد و بی تفاوت و خاموش کاش می شد که بشوی فراموش ولی نه...خاطره ی دیدار تو معجزه ای است که در بن بست به دادم می رسد که هنوز این خیابان آدم دارد که هنوز نسل آدم ،آدم دارد نمی دانم که ترس پوشالی بودن افکارم افتاده چو خوره ای بر جانم ای کاش می شد که حس مرا با این همه فاصله تو می فهمیدی ای کاش فریاد مرا در خاموشی سکوت می شنیدی ای کاش تو مرا عاشق می شدی همین گونه سنگین و آرام ای کاش نگاهت مال من می شد و به خدا دگر هیچ نمی خواهم جز یک حس پاک مشترک ای کاش تو نگاه مرا عاشق شوی؟ ------------------------------------------------------------------------------------ شنبه 30/11/1389ساعت17:30 می خاهم بدانی که تو با من چه ها کردی ولی نمی خاهم واژه ها بدانند نمی خاهم کسی از درد من با خبر شود می خاهم بدانی که...؟ ولی نمی خاهم بدانند که...؟ می خاهم یک بار دیگر به من فرصت دهی تا نگاهی در چشمانت،جوابم دهی؟ می خاهم بدانی که چه کشیدم اگر چه طبقِ معمول به تو نرسیدم می خاهم بدانی ولی تنها تو بدانی نمی خاهم واژه ها و نسیم و مردم بدانند ای کاش می آمدی در خوابم من به امید دیدارت،عمری خوابم که همه ی حرف هایم را به لهجه ی نگاهم بگویم و تو همه ی مرا،بشنوی و حقارت واژه ها بین من و تو داوری نکنند واژه ها ما را مضحکه ی مردم نکنند ------------------------------------------------------------------------------------ یکشنبه1/12/1389ساعت:18 از همه دنیا بریدم وقتی تورو مال یکی دیگه دیدم همه ی غم های دنیا رو خریدم وقتی تو رو با اون به عشقم خندیدم اگه تو با اون خوشی من ام میشم شط رنجی اگه تو با اون آره به جهنم که دلم بی قراره اگه تو با اون هوایی میشی یه نگاه تو چشماش، فضایی میشی ------------------------------------------------------------------------------------ اون نیرویی که منو به جلو می بره تو لحظه های بن بست نازمو می خره اون نیرویی که معجزه گر شده برای زندگی کردن،دست نوازش گر شده اون نیرو تنها امید به آینده است اون کسی که کمین در آینده است از عشق و زندگی آکند است آیا اصلا کسی در آینده است؟ ------------------------------------------------------------------------------------ یکشنبه 01/12/1389ساعت18:20غروب همیشه یه نفر،یه هو بی خبر می زاره ُ می ره سفر همیشه یه نفر،منتظره یه نفر اما بی خبره یه نفر بی رحمه بی رحمه یه نفر منتظر برگشتنه یه نفر تا همیشه چشماش خیسه یه نفر هر روز عشقی تازه می نویسه یه نفر... ------------------------------------------------------------------------------------ یکشنبه 01/12/1389غروب کسی که من دوستش دارم باید لیاقت داشته باشه یه پرونده ی سفیدِ سفید،صداقت داشته باشه ------------------------------------------------------------------------------------ یکشنبه 01/12/1389ساعت18:20غروب انگار خیلی سخت می گذره وقتی که دلم کسی رو نداره انگار اصلا نمی گذره وقتی که دلم کسی رو نداره ولی چرا دستم دراز نمیشه که سیب شهوتُ بگیره و زمینی شه ------------------------------------------------------------------------------------ یکشنبه 01/12/1389غروب همیشه فکر می کردم با خدا طرفم نه با بنده اش ولی حالا که سوختم موندم خدا سوزوندم یا بنده اش ------------------------------------------------------------------------------------ یکشنبه 01/12/1389غروب فکر نمی کردم یه آدم این قدر پست باشه فکر نمی کردم خداش شهوت باشه ------------------------------------------------------------------------------------ یکشنبه 01/12/1389غروب چه ساده عاشق می شند مردم چه ساده همدم می شند مردم چه ساده از بند تنهایی رها می شند چه ساده دل به دریا می زنند ُ دریایی می شند ------------------------------------------------------------------------------------ یکشنبه 01/12/1389ساعت18:30غروب بوی عید می آد بوی بهار بوی حلوای سال89 بوی اسفند 90 ولی اما به دلِ دربه در من کِی می خواد سایه ی سر بییاد تو این یخ بندون سرزمین تنهایی من کی می خواد مژده ی بهار بیاد؟ گاهی می گم دیگه نمی خاد بیاد و شاید هم دیگه نخاد بیاد ولی اگه امید ُ توهمِ بهارُ از من بگیرند اگه خواب ِبهار و از من بگیرند اون وقت کی به جز مرگ می یاد کی به سراغ دل تنگ می یاد ------------------------------------------------------------------------------------ یکشنبه01/12/1389ساعت18:45غروب زینگ زینگ گوش هایم صدا می کند هر بار که دهان باز می کنم گوش هایم اخطار می دهد که نکند بیهوده سخن برانی که نکند با این سخن کسی را برانی ------------------------------------------------------------------------------------ یکشنبه01/12/1389ساعت 23:35 برام خیلی عزیزی اگر چه رنگ فریبی برام خیلی عزیزی اگر چه از عشقم بی نصیبی برام خیلی عزیزی،یه جورِ خاصی برام خیلی عزیزی، می ترسم که منوُ عشقم ُ دور بریزی ------------------------------------------------------------------------------------ یکشنبه01/12/1389ساعت 23:45 چشماتو وا کن،دنیا تو رنگِ من کن نگاهتو سهمِ دل تنگ من کن چشماتو وا کن،از گذشته عبور کن از هر کی بوده و نبودهُ می خاستی که باشه گذر کن یه کاری کن پنجره ی نگاه تو به روی ِ قلبم وا بشه عشق من یه گره ی کور که به دستِ تو وا بشه یه کاری کن حالا که من عاشقتم قلبت عاشقم بشه حالا که قلبم زخمی هجوم خنجرِ نگاهت شده ،عشقت مرهمم بشه چشماتو وا کن،ببین دلم کوره ی دلواپسی شده آخ نکنه که قلبش عاشقِ کسی شده هر شب...............نگاهت کابوس شده یکشنبه01/12/1389ساعت 24 اونکه منو دوست داشت منو به این روز نشوند اونکه منو دوست داشت منو سر قبر خودم نشوند اونکه منو دوست داشت گل نفرت تو دلم کاشت عشق تو به جز اشک برام چی داشت؟ اونکه منو دوست داشت گذاشتم وسط واسه خنده به همه نشونم می داد اینه عاشق بنده ------------------------------------------------------------------------------------ یکشنبه01/12/1389ساعت 24:15 امروزم شب شد هیچ خبری نشد هیچ کی شریک تنهایی نشد دوباره خواب به چشمات نمی یاد که نکنه از اونکه می ترسی سرت بیاد می ترسم کسی باهام همسفربشه که با پازل دلم جور نشه می ترسم که سرنوشت سر کارم بزاره دل حوایی منو تو حسرت آدم بزاره یکشنبه01/12/1389ساعت 24:20 دلم گرداب شده همه چی را خراب می کند دنیای رویا را پر از سراب می کند یکشنبه01/12/1389ساعت 24:27 حس من نسبت به تو از دوست داشتن گذشته مهلت تو برای عاشق شدن گذشته آهای اهل عالم من ام یه عشق تاریخ مصرف گذشته آهای اهل عالم من ام اونکه بند بندِ بلورِ شیشه ای وجودش شکسته باز هم بازی با لغات باز جابه جایی کلمات باز تو را دوست دارم باز سراپا،بی قرارم بازی با جملات تا دیروز طعم شکلات امروز اما قهوه ی تلخ ------------------------------------------------------------------------------------ یکشنبه01/12/1389ساعت 24:50 تو از کنار من رد می شوی تو حتا از روی عشق من رد می شوی هر روز تو را می بینم هر روز گلی تازه از بوستان نگاهت می چینم هر روز تو را می بینم به شنیدن سکوتت می نشینم به تماشای رفتن ات به غوغای دریای عاشقِ بی تابت هر روز تو را می بینم که از کنارم عبور می کنیُ می بینم می بینم هر روز که به تو مبتلاتر می شوم می بینم هر روز که به تو محتاج تر می شوم ولی چه ساده تو گذر می کنی چه آشوبی در دلم به پا می کنی هر روز تو را می بینم ولی باز از عشق تو بی نصیبم هر روز تو را می بینم هر روز دنبال راه چاره می گردم ولی تو هر روز گذر می کنی گاهی با عجله اما گاهی چه آرام گذر می کنی همیشه قصه یه جوری شروع میشه پیوندِ نگاه در یک لحظه ،بی قراری شروع میشه توصیف بودنش مثل همه ولی مدت اقامتش خیلی کمه ------------------------------------------------------------------------------------ یکشنبه01/12/1389ساعت 01:15 الان که نصف شبه یه دلم می گه الان خوابه؟! یه دلم می گه تو فکر منه تو فکر تصاحب قلب منه ولی خبرنداره دین و دل باختم باهاش چه رویاها که نساختم ولی من دو دل موندم اگه از عشقم نخوندم من دو دل موندم اگه از تماشای نگاهت بریدم اگه تو رو تو آغوش محبت نمی گیرم اگه هر لحظه نبودنت،رنگ حسرت نمی گیرم تو سینه ام دلهره می زنه دلواپس رفتنه اگه از موندن حرف نمی زنه دوشنبه 02/12/1389 ساعت9:10 هر روز قبرستان،طعمه ای شکار می کند اشک های عاشق در به در را انکار می کند کسی که تنها نیست حالِ منِ تنهاترین ُ نمی فهمه تو باید بری یک نفر دیگه منتظرته همه ی جاده ها به تو می رسد سه شنبه 03/12/1389ساعت21گوش دادن به رادیو پس فردا ولی من جا ماندم تو رفتیُ همه چیز را با خود بردی از آرزوهایم امید اجابت را بردی چهرشنبه04/12/1389ساعت17:30عصر یه نگاهم به گوشی،یکی به در،همین این شده تموم زندگی عاشق در به در ببین من ُتو از یک نسلیم که هنوز پیشِ خدایِ عشق تسلیمیم منُ تو...... ------------------------------------------------------------------------------------ کِی میای پارتی؟ دو تا کتاب باید به کتابخونه بدم آمارمم که باید دمُ دِیقه به صاب خونه بدم خسته ام از نفس کشیدن میگی گشتن با پسرا فاز می ده لباسای پسرونه مدلِ ساله همه ی دنیا را گشتم تا به نیمه ی گمشده ی خود پیوستم از ثانیه های دوری کلافه ------------------------------------------------------------------------------------ شنبه07/12/1389نم نم بارون من موندم تنها با دلی شکسته از غم ها ------------------------------------------------------------------------------------ منُ تنها نزاربا این غربت نرو تنها نزار منو با حسرت تو می ریُ من موندم ُ غربتِ خونه تو می ریُ من می مونم در حسرتت ای هم آشیونه ------------------------------------------------------------------------------------ شنبه07/12/1389 سرنوشت من همینه که داغت رو دلم بشینه سهم من از زندگی همینه که همیشه تصویرِ رفتنِ تو ببینه دلم از لحظه های بی تو خونه باز دلم از معجزه ی نگاهت می خونه ولی سرنوشت من همینه که داغت رو دلم بشینه که شعرام رنگ غم بگیره که از زنده بودنم .حرصم بگیره سهم من از زندگی همینه که حتا تو آینه تصویرِ تو رو ببینه که سر مزارِ خودش بشینه که مشکیِ عزایِ خودشو بپوشه سهم من از زندگی اینه که دلم تو علامت سوال رفتن ات بمونه سهم من از زندگی همینه که تو بشی برام بهونه که دلم از دوری ات گریه اش بگیره روزی صدبار،از تکرار نبودنت بمیره سرنوشت من اینه به جای تو مرگُ همسایه ببینه ورنه چشمای تو هنوزم نجیبه حس من و تو هنوزم غریبه سرنوشت من همینه که داغت رو دلم بشینه ------------------------------------------------------------------------------------ دلمو تنهایی از پا در اُورده ------------------------------------------------------------------------------------ منو کسی نمی شناسه قلبی که پر از احساسه چشمی که همیشه خیسه احساس من ناشناسه کیه قدرِ عشقُ بشناسه کودک درون من بزرگ نمیشه نبودِ تو مرهم برای دل تنگ نمیشه ------------------------------------------------------------------------------------ من همون ام که کسی نمی شناسدش من همون ام که همشگیه بارون اشکاش من همون ام ------------------------------------------------------------------------------------ حرف زدن با تو اتلافِ برقه نقاب زدن انقلاب سخته ببخشید وقتتون ُ گرفتم ------------------------------------------------------------------------------------ دوشنبه09/12/1389ساعت 14:50باغ غدیر هوای آفتابی بودُ من طبیعتِ سرسبزی بودُ من نسیم بهاری بودُ من دل اما در توطئه بی قراری بود ُ من ------------------------------------------------------------------------------------ دوشنبه09/12/1389ساعت21:45 همه ی وجودم می ترسه که از نگاهم بشی خسته ------------------------------------------------------------------------------------ تو پر از زندگی من پر از مرگ تو پر از دلتنگی من پر از مرگ تو هیچی از من نمی دونی هیچی از نگاهم نمی خونی و اینه تمومِ مشکل من ورفتنه تنها راه حل من ------------------------------------------------------------------------------------ تو همه ی آرزوت بوسیدن ِ منه از من توقع داری تو رو به آرزوت برسونم تو همه ی آرزوت دیدن منه از من توقع داری تو رو به آرزوت برسونم ------------------------------------------------------------------------------------ دلم پیش هیچ کسی نیست غربتم ُ هم نفسی نیست ------------------------------------------------------------------------------------ نسل آدم منقرض شده ------------------------------------------------------------------------------------ سه شنبه10/12/1389 ساعت24 کودک درون من بزرگ نمی شود و غم های من تمام هر روز به بن بست می رسم و فردا باز سر آن کوچه می ایستم سراسیمه از خود می پرسم که چرا به بن بست رسیدم هر روز از نو، به بن بست می رسم به دادِ دلم با گریستن،بر این بن بست می رسم چه نیروی عجیبی مرا به این بن بست می کشاند سیل اشک را در چشمانم می نشاند و من هر روز با خود تکرار می کنم همه ی کوچه ها بن بست است فرجامِ همه ی تلاش ها ،شکست است هر روز صبح با خود تکرار می کنم که امید هست و شکست را انکارمی کنم ولی هر غروب باز به بن بست می رسم به کسی که قلبم را شکست می رسم کودک درون من بزرگ نمی شود وغم های من تمام ------------------------------------------------------------------------------------ می خام از دستت فرار کنم ولی چاره ای ندارم می خام بهت فکر نکنم ولی چیزی جز بی قراری ندارم ------------------------------------------------------------------------------------ چهارشنبه11/12/1389ساعت20:40 غربت مو نمی فهمیُ اشکم می گیره حس مو نمی فهمیُ دل تنگم می میره از این نبودنت گریه ام می گیره از این نخواستنت دلم می میره ------------------------------------------------------------------------------------ چهارشنبه11/12/1389ساعت21:50 شاید دیدار من ُ تو،ای نیمه ی گمشده ی من در تاریخ گمشده است شاید تا همیشه دلم باید در حسرت دیدار تو بماند شاید حسرت دیدارت،مرا به جنون بکشاند شاید دیدار من ُتو را از تقدیر من ربوده اند ------------------------------------------------------------------------------------ اگه اون روز دلم با اشکاش التماسش نکرد ------------------------------------------------------------------------------------ پنج شنبه13/12/1389ساعت01:15 من زخم کاری از او خوردم که دلم را به او یادگاری دادم ------------------------------------------------------------------------------------ پنج شنبه13/12/1389ساعت01:20 من از همین لحظه ،بی تو شده ام نمی بینی که یک ناشناس،چقدر پیر شده ام ------------------------------------------------------------------------------------ پنج شنبه13/12/1389ساعت01:25 من از شعر گفتن خسته ام از صدای تو ،خسته ام از ترانه خوندن خسته ام من از منِ بی تو خسته ام من از این همه تنهایی خسته ام چشم های بیدارم،از این همه بی قراری خسته ام ------------------------------------------------------------------------------------ شنبه14/12/1389ساعت7:30صبح رپ،عشقُ عاشقُ رقص نیست بابا منم جوونم ولی دغدغه ام این نیست ------------------------------------------------------------------------------------ سه شنبه 17/12/1389ساعت17:20سد کرخه تا دوکوهه از تو چه چیز مانده جز یک مشت خاک یک مشت جان یک مشت استخوان از تو چه چیز مانده جز نفس مسیحیایی تو ------------------------------------------------------------------------------------ چهارشنبه18/12/1389ساعت 11:50شهرانی غریبه این لحظه مثل تمام لحظه هایم غریبه این لحظه مثل تمام گریه هایم غریبه این لحظه مثل تمام رویاهام غریبه این لحظه که اشک روی قلبم می لغزه غریبه این لحظه که همه ی حس ام این بغضه که دست دلم می لرزه که اشک روی قلبم می لغزه غریبه این لحظه غریبه این نقطه حال پریشان مرا تو می دانی ای شهید گمنام شهرانی در هوای تو دل تپیدن گرفت اجازه از تو برای زیستن گرفته غریبه این لحظه لحظه ی رفتن نقاب از چهره غریبه این لحظه که وقت رفتنه دلم نرفته اما تنگه همه ی دنیا غروب رنگه غریبه این لحظه که سکوتت فریاد می زنه یک مشت خاک با تو حرف می زنه یک نسیم،هوای پاک با تو حرف می زنه تو در کنج سنگرت به من نگاه می کنی مرا شرمنده از کوله بار گناه می کنی تو به من نگاه می کنی مرا لبریز ازآه می کنی و در قلبم رسوب می کنی حال مرا تو خوب می کنی غریبه این لحظه که قلب قلم می ایسته که جهاد قلم اینه که ننویسه سری که در چشمانی خیسه غریبه این لحظه که دلم به دنبالت می گرده پای پیاده،پای برهنه دلم به دنبالت می گرده سرُ رویم همه خاکی بر زبانم آهِ غم ناکی غریبه این لحظه که دلم منتظر نشسته از بهشتت به رویم پنجره می گشایی؟ به لهجه ی باران مرا می خوانی؟ ------------------------------------------------------------------------------------ اشکم می چکد بر قدمگاهِ حضورت ------------------------------------------------------------------------------------ سهم من از تو ای معجزه گر ------------------------------------------------------------------------------------ خدایی که اشک را از من دریغ می کنی پس چرا مرا عاشق می کنی عشق یعنی اشک غلطان آرزوی با من بمان عشق یعنی تپش اشک توی سینه موندن با اونکه که بهترینه عشق یعنی .......... اون قدر خوب که تو واژه نمی گنجه بی خیال شو تفسیر عشق ُ اشک ------------------------------------------------------------------------------------ خیلی حاجت داشتم وقتی اومدم. خیلی ها بهم التماس دعا گفته بودند. به امید اجابت اومده بودم. ولی الان امروز،روز پنج شنبه ولی تو خیلی عظیمی،تو تجلی واقعی عاشق کبریایی سرزمین ای که نام آورتوست. گوشه ای از بهشت است.بهشت.... خاک که میزبان قدم هایت است.سرمه ی چشم بهشتیان خیلی حاجت داشتم که اومدم.ولی به روح آسمونی تو که رسیدم .خجالت کشیدم،اگه چیزی نگفتم خجالت کشیدم که بگم خونه،بگم مقام بگم هر چی که می خوام .بگم دنیا.بگم دلم خیلی برای خدا تنگ میشه.بگم که سهم من از زندگی یه دل تنگه.بگم خواسته های دنیایی ام مایه ی ننگه. ولی امروز که دارم می رم می بینیم که اومدی بدرقه ام ولی امروز که دارم می رم می بینم که اومدی بدرقه ام ولی امروز که قلبم آرومه حاجت رواست می دونه ------------------------------------------------------------------------------------ آخرای باد و بارونه این آخرین شعره،که دلم از تو می خونه دل نشکنم شکسته تو رفتنش یه دنیا حرفه چشمام خیسه،دلم گیجه وجودم مبهم ُهیچه ------------------------------------------------------------------------------------ سفره هفت سین چشم به راهته این اولین سالیه که نیستی چشم ثانیه ها به عکس تواِ که نیستی ------------------------------------------------------------------------------------ پنج شنبه26/12/1389ساعت22 اشک چشمام بند نمی یاد قلب تو اما به حرف نمی یاد پنج شنبه26/12/1389ساعت21:50 این حق منه که مال من باشی از همه دنیا تو تنها سهم من باشی ------------------------------------------------------------------------------------ پنج شنبه26/12/1389ساعت21:45 گرفتن از من حتا التماس ناب شاعرونه گرفتن از من حتا اشکِ بی تابِ عاشقونه از من چی ساختی که خودتم منو نمی شناسی از من چی ساختی پنج شنبه26/12/1389ساعت21:40 شمارش روزا از دستم در رفته همه ی زندگی ام،بی خبر رفته شمارش لحظه هایی که نیستی شمارش روزهایی که نیستی ------------------------------------------------------------------------------------ پنج شنبه26/12/1389ساعت22 کاری مونده که من نکرده باشم کسی مونده که بهش نگفته باشم کسی هست که ندونه قلب من عاشقه؟ کسی هست که ندونه قلب عاشقم صادقه؟ بیاُ منُ آشتی بده با سرنوشتم نجات بده منُ از گذشتم ------------------------------------------------------------------------------------ پنج شنبه26/12/1389ساعت22:10 تو رو جون نگاه تب دار اولی بمون پایِ قسم ها و بشئ عشق آخری تو رو جون اشک های گرمِ بی قرار کاری نکن که چاره ام بشه فرار آی دنیا دلم عشقِ آخریشه ------------------------------------------------------------------------------------ این همه غربتُ بی کسی بس نیست این همه بغضُ بی حسی بس نیست تو کنج زمستونه دلم باد ُ بارونه دلم این همه فاصله بس نیست این همه شکوه ُگلایه بس نیست اگه تو قسمتم نیستی اگه تو سرنوشتم نیستی این همه خوابُ رویا بس نیست ...........ای خدا بس نیست حالا که نسل عشقای پاک منقرض شده پس سهمِ منُ تو چی میشه حالا که عشق ُ عاشقی،سرکاریه پس سهم من چرا ، این همه بی قراریه اگه قرار نیست هیچ وقت ای پیغمبر من ظهور کنی کلبه ی عشق ُ پر از غرور کنی آدما خیلی زود با آدمیت خداحافظی می کنند وقتی خدایِ شهوتو راضی می کنند بد تر از این حس غربت نیست دیگه اما دلم پر از حسرت نیست کسی که من عاشقشم ،عین خیالشم نیست کسی که من به یادشم عین خیالشم نیست ------------------------------------------------------------------------------------ باز دلم گرفته از نبودنت ------------------------------------------------------------------------------------ بیا منو عاشق کن ------------------------------------------------------------------------------------ تو دور می شوی در لابه لایِ خاطرات پنهان ------------------------------------------------------------------------------------ و مرا از پای در خواهد آورد این مرگ تدریجی 29/12/1389 هر کسی به زبانی،لهجه ی خاصی فریاد می زند بهار آمد هر کسی در دلش جوانه ی شادی می روید ساعت22 دوشنبه1/12/1389 بیهوده زیستن کافی است دلم اندازه ی یک عمر ،شاکی است بیهوده و عبث نفس می کشم بعدِ توِای امیدِ واهی ای شاهزاده ی خیالی که هیچ وقت نمی یایی همه ی دنیا را قفس می کشم قلبم را زخم خورده و تنها در حبس می کشم همه ی دنیا را قفس می کشم آسمان را خط زدم از عشق ِ شاعرانه دل بریدم از رویاهای کودکانه گذشتم همه ی دنیا را قفس می کشم آسمان را خط زدم از نگاه ِ ستاره،گلایه چیدم و به تصویر خیره در آینه خندیدم نزدیکتر بیا ای سرابِ زندگی نزدیکتر بیا از من بگیر این عطش دلتنگی در مردابِ تصورات خام غرق گشتم و تنهایی غنیمتِ یک عمر که می جنگم تو صدای ِ شیون مرا نمی شنوی؟ من هر چه فریاد می زنم من از تکرارفریاد خسته ام من از تکرار شنیدن تو شکسته ام تو صدایِ غربت مرا نمی شنوی تو صدای حسرتِ مرا نمی شنوی صدایِ هق هق ام همسایه رو خبر کرد ------------------------------------------------------------------------------------ چه فایده از تو سرودن ای نیمه ی گمشده ی من در غربتی که نفس می کشی،می سوزم ------------------------------------------------------------------------------------ تو گفتی سلام یه جایِ خالی می خوام ولی من یادت رفته که دلم شکسته ولی من یادم نرفته ------------------------------------------------------------------------------------ تو زندگی ام رد پای ِ یه آدمو کم دارم ------------------------------------------------------------------------------------ دوشنبه01/01/1390 دستِ منو خدا پس زده ------------------------------------------------------------------------------------ سه شنبه02/01/1390 ساعت 12 ظهر بادبان را کشیده ام لنگر انداخته ام از رفتن انصراف دادم همه ی آرزوها را بر باد دادم ------------------------------------------------------------------------------------ چهارشنبه03/01/1390ساعت21:05 من رسما از عشق قطعِ امید کردم خودمو به سرزمین تنهایی تبعید کردم ------------------------------------------------------------------------------------ دارم از دست می رم دارم از داغ نگاهت می میرم ------------------------------------------------------------------------------------ چهار شنبه03/01/1390ساعت 00:50 گوش کن مردم شهر مرا چه می خوانند گوش کن به نام هرزه می خوانند مرا اسیر شهوت می دانند جا مانده از قافه ی حسرت می دانند چهارشنبه03/01/1390 ساعت01:20شب چاره ای نمونده،باید از تو گذر کرد همه ی دنیا رو از بی مرامی تو خبر کرد ---------------------------------------------------------------------------------- چهارشنبه 03/01/1390ساعت01:25شب تصویر نگاهت دیدنی است غوغایی که در قلبم به پاست ،دیدنی است پنج شنبه04/01/1390 ساعت22:10 این رسمش نبود اگه دلم عاشقش نبود که حرفی نبود که چیزی جز عاشق قولابی نبود ---------------------------------------------------------------------------------- پنج شنبه04/01/1390ساعت22:20 نگاهت سرد ُنگاهم تب دار قلبت آرومه ُقلبم بی قرار ---------------------------------------------------------------------------------- جمعه05/01/1390 نصف شب اگه تو دستامو ول کنی یکی دیگه می گیره اگه تو بری یکی دیگه برام می میره ---------------------------------------------------------------------------------- جمعه 05/01/1390 همون نصف شب همه ی حرفم این ترانه است دلم تنهاتر از هر همیشه است یه عمر آرزوم اومدنت بود ولی عشقت نیومده مرد ---------------------------------------------------------------------------------- من خیلی با کلاسم اگه تنها نشستم ---------------------------------------------------------------------------------- حال ُهوام زیاد بد نیست آخه معشوقِ تو تا ابد نیست دوشنبه 08/01/1390ساعت01:20 برای با من بودن باید آدم خاصی باشی باید آدم باشی ُ پر از احساس باشی دوشنبه08/01/1390ساعت 01:30نصف شب تنهایی این روزایِ من ،هدیه ی عشق تواِ نازنین گریه ی این روزایِ من از آسمون عشق تواِ نازنین همه ی تنهایی ها منتظرتو،نشند دوستم نداریُ و پر از گلایه اند روزایِ بی تو،تنهایی ُمدام من ---------------------------------------------------------------------------------- دوشنبه 08/01/1390ساعت01:35 چرا باید زنده باشم وقتی دل خوشی نیست چرا باید منتظر باشم وقتی سپید پوشی نیست وقتی برای عاشق شدن یه آدم نیست برای عاشق شدن یه نگاه ِ بی غم نیست چرا باید زنده باشم وقتی زندگی نیست وقتی دلی نیست ُ چاره ای برای این دلتنگی نیست طعم لحظه ها،تلخه ،زهره تحمل لحظه ها،درده،زجره چرا باید زنده باشم ای خدا از عشقی که سهم منه،یه عمر جدا دیگه به عشقت شک ندارم چون دیگه اومدنتو باور ندارم از همه زندگی من فقط همین آرزویِ مرگو دارم مرهم واسه یه عمر تنهایی،آرزویِ مرگو دارم وقتی هنوز دل من به مرادش نرسیده مراد نه ولی خبرش رسیده تنها باشی سنگین تری،اینو همه ی کوچه ها می گند منو چشم انتظار نزار تو غربتِ لحظه ها تنها نزار این آخرین خواهشه آخرین نفس که دلم باهاشه ---------------------------------------------------------------------------------- دوشنبه08/01/1390ساعت01:56 من فقط این عشق ُآبرو دادم رفتمُ با رفتنم این رابطه مسخره رو پایون دادم تو خیلی وقته رفتی ُ خوب منم نمی فهمم ---------------------------------------------------------------------------------- نمی خام برام نون قرضی باشی بهتره بری وقتی دو روز عاشقی ---------------------------------------------------------------------------------- دوشنبه 08/01/1390ساعت02:33 همیشه ازت فرار می کردم ولی حالا که رفتی، دنبالت می گردم همیشه یه غریبه بودی برام ولی الان قدِ همه ی تنهایی ها تو رو می خام دوشنبه 08/01/1390ساعت02:37 عمق دردم این اشکه نمی فهمی شکنجه ام این دل تنگه نمی فهمی دوشنبه 08/01/1390ساعت02:44 دیگه عشق من تکرار نمیشه کی مثل من عاشق چشمات میشه نمی خام.... ببین دلمو این همه غربت شکسته دلمو یه عمر حسرت شکسته باید کجابرم از درد بی علاجم باید به کی بگم که محتاجم باید کی،چی،بشه پناهم چهار شنبه 10/01/1390ساعت22:50 و سکوت بین من ُتو جاری می شود حال من بی تو،بی تو،بی قراری می شود ------------------------------------------------------------------------------------ تو باز هم مرا غافلگیر می کنی از همه دنیا،دلگیر می کنی تو باز هم منو تهدید می کنی سرخریدی عشق،عشق منو خرید می کنی ------------------------------------------------------------------------------------ با تو بودن وقت هدر دادنه با تو بودن فقط قلبمو آتیش زدنه ------------------------------------------------------------------------------------ شنبه 13/01/1390 ساعت22 هیچ وقت وقتی نبود هیچ قلبی عاشقش نبود ------------------------------------------------------------------------------------ شنبه13/01/1390 پای من از رفتن ایستاه دلم ازتپیدن گرفته از زندگی بغض ام گرفته قدرت زندگیُ ازم گرفته شوق زندگی روُ برده سه شنبه16/01/1390ساعت18:30 و سر جاده ی تنهایی می نشینم آنجاکه رهگذر ندارد کسی از قلب منتظر خبر ندارد سر جاده ی تنهایی می نشینم شاید کسی به هوایی گذر کند و تو را ای نیمه ی گمشده ی من از اعتصاب چشم های من با خبر کند چشم هایی که هاله ی اشک در آن نشسته از تکرار دیدنِ جاده ی بی عابر،دلش شکسته اما نمی بارد دلش شکسته،بغض اش گرفته اما نمی بارد سر جاده ی تنهایی،می نشینم اما تنها انگار ذرات وجودم از هم می گریزند انگار سراب آمدنت هر روز دورتر می شود و جام نیازم هر روز پرتر وجودم در برابر ضربه های بی رحم طوفان بی کسی ضعیف تر آخرمی سوزاند ریشه های امیدم را گذر زمان و می شکند مرا این هجوم بی امان و فیلنامه ی کلاسیک زندگی ام که عمری در پی چگونه نوشتن اش به سر شد تمام می شود اما بی قهرمان ------------------------------------------------------------------------------------ سه شنبه 16/01/1390ساعت19 یه حس گنگ بود که می گفت که همیشه عاشقی میشه ------------------------------------------------------------------------------------ سه شنبه16/01/1390ساعت19:17غروب عشق تو مرا سرنگون کرد همه ی تصوراتم را واژگون کرد عشق تو با من چه کرد جوابی داری،عشق تو با من چه کرد حالم تعریفی نداره دلم انگاری داغی داره سکوتِ پنجره،سکوتِ ستاره انگار همه ی دنیا در انتظاره گاهی اشک فریاد می زنه ولی سکوت آخرین حرفِ منه غربت نگاه..... ------------------------------------------------------------------------------------ و بهار از سر کوچه رسید عطر صد خاطره پیچید ------------------------------------------------------------------------------------ حرف هایی برای ننوشتن ------------------------------------------------------------------------------------ حالُ هوایت به اسم مجهول ثبت شده خانوم دلمُ گرداب گرفته،بیاکنارم آروم،آروم ------------------------------------------------------------------------------------ و آن گاه که فاصله ها تمام می شود و نگاهم به نگاهت خیره و همه ی دنیا در چشمانت جا می گیرد دلم برای روزهای جدایی تنگ می شود و آن گاه که دیگر بین منُ تو فاصله ها غوغا نمی کند دلت برای عاشقی کردن جاده را بهانه نمی کند اما برای عاشق ماندن تو دلم باز هوای هجران می کند وقتی نگاهت با نگاه عاشقم مدارا نمی کند ------------------------------------------------------------------------------------ سه شنبه 16/01/1390ساعت22:50 به من قول بده وقتی دستم به دست تو رسید و وقتی روزگار مجوز عاشقی مرا دید به من اجازه دهی به اندازه ی تمام ثانیه های بی تو ای تمام احساس غربت را آشنا سکوت کنم به اندازه ی تمام طعنه هایِ در و دیوار به اندازه ی تک تک نگاه های تنفرآمیز به اندازه ی تک تک نوازش های ترحم آمیز به اندازه ی تک تک لحظه هایی که شاهد شکنجه من بودند به اندازه ی یک عمر سکوت کنم به من قول بده وقتی پریزاده ی قصر آرزوهایت شدم به من اجازه بدهی به احترام تک تک لحظه هایی که می خواستم مرگ را به جای زندگی سکوت به جای تپش مدام دلهره در سینه به احترام وسعت غربتم سکوت کنم به من قول بده به احترام لحظه هایی که جای تو را خالی کردم تمام لحظه هایی که گریه ی آهسته کردم سکوت کنم ------------------------------------------------------------------------------------ تو کجاُ ما کجا؟ ------------------------------------------------------------------------------------ سه شنبه16/01/1390ساعت23:45 مثل اشکی از چشمات می چکه دلم تنگه،دلم تنگه مثل.. ------------------------------------------------------------------------------------ سه شنبه23/01/1390ساعت08:45 باید یاد بگیرم وقتی کسی نیست که نازشو بکشه نباید ناز کنی باید یاد بگیرم که همین جوری پیش برم از این همه تنهایی بمیرم توی این کنجِ غربت بمیرم ولی از هیچ کی عشقُ قبول نکنم پرم از یه حسِ گنگ حسی شبیه ماهی تو تنگ دلم از خودم گرفته از... ------------------------------------------------------------------------------------ چهارشنبه17/01/1390ساعت20:50 خدا را شکر می کنم و نعمت تنهایی ام را پاس می دارم خدایا شکر که قلبی پر از احساس دارم ------------------------------------------------------------------------------------ چه داغ سنگینی می کشمُ هیچ کس نمی داند ------------------------------------------------------------------------------------ سهم من از همه ی زندگی این حسرته این قلب شکسته،این آوازِ غربت گرفته پنج شنبه18/01/1390ساعت18:45 حقیقت اینه که من عاشق نیستم با قلب خودم هم صادق نیستم هیچ کدوم از این روزا قشنگ نیستند هیچ کدوم از عاشق های دنیا دلتنگ تر از من نیستند هیچ کدوم از این روزا نه روز ولنتایمُ نه سپنتا نمیشه قلبمُ کسی خریدار هیچ نگاهی نمیشه میزبان دل بی قرار حقیقت همین تنهاییه من این همه عاشق،حقیقت این نگاه بدبینِ منه من تو این تنهایی حبس شدم همدمِ درُ دیوارای قفس شدم این منم،این تبعیدیِ گناه ناکرده این همه تنهایی،این همه اشک خدایِ عشق منو نابخشوده ------------------------------------------------------------------------------------ پنج شنبه18/01/1390ساعت19:05غروب دلم بی قرارُ بغض ام گرفته از همه دنیا حرصم گرفته همه ی زندگی ام غروب شده غم های عالم تو سینه ام رسوب شده دست واژه دستمُ پس می زنه مدام حرف از قفس می زنه من به اوج آسمون نگاه می کنم ولی انگاری با آرزوی پرواز،هزار گناه می کنم ------------------------------------------------------------------------------------ پنج شنبه18/01/1390ساعت 19:25غروب دلم بدجوری گرفته دلم اِتکت افسرده گرفته دلم بدجوری گرفته مثل مسافری که از همه جا دلش گرفته مثل عاشقی که از معشوقش گذشته امشب،شب اول قبرشه همه ی دنیا تکرارِکابوس تلخشِه امشب شب اول قبرشه عاشقی که تماشاچیِ رفتنه عشقشه دلم بدجوری گرفته مثل همون بی گناهی که از دادگاه دنیا حکم اعدام گرفته دلم بد جوری گرفته مثل همون بی کسی که دلش از سایه اش گرفته دلم بد جوری گرفته مثلِ اون بیماری که مرگُ نسخه گرفته دلم بد جوری گرفته مثل اون عاشقی که جواب رد گرفته امشب برایِ زندگی،گود بای پارتی گرفته دلم بد جوری گرفته همه ی وجودمو حس باریدن گرفته ولی چشمامُ نای همراهی نیست ولی از سیلِ بی قراری خبری نیست دلم بدجوری گرفته مثل کسی که کارنامه مردودی گرفته ------------------------------------------------------------------------------------ و تو رفتی و شورِ زندگی رفت تو رفتیُ بهونه ی دلتنگی رفت و تو رفتیُ امید زندگی رفت یک هو بی خبر ------------------------------------------------------------------------------------ و تمام خاطرات تورا حاشا می کنند جمعه19/01/1390ساعت09:25 وتنها با عشق می توان قلبی راتسخیر کرد یا به اوج برد و یا تحقیر کرد تنها با عشق می توان در دست گرفت سکان کشتی قلب عاشق را و تنها با عشق می توان تحمل کرد لحظه ها را ،لحظه هایی که پر از تشویش است لحظه هایی که سهم دل پریش است و تنها با عشق می توان این یخ بندانِ مدام را که گاهی کابوس بهار را می بیند در جایش لرزاند و تنها با عشق می توان زندگی کرد و تنها به عشق،دلتنگی و همه ی دنیا رنگ عشق است چه باور کنی حضور مداوم ستاره را چه بایستی پشت پنجره و چه چراغانی کنی لحظه های اضطراب را با فانوس اشک و چه زیر باران،قدم هایت را بشماری و چه همچو سپیده به تاریکی خود را تبعید کنی و چه زنده بودنت را باور کنی یا نه تو نیزمحکوم به زندگی کردنی و محکوم به عاشقی کردن ------------------------------------------------------------------------------------ دوشنبه 29/01/1390ساعت 23 و تنها زمانی که به عمق احساسِ جاری در نگاهم پی بردی آن گاه مطمئن باش که دلم را بردی ------------------------------------------------------------------------------------ جمعه02/02/1390ساعت 15 اشتباه کردم و تکرار اشتباه گناه من است عاشق شدم و تکرار عاشقی گناه من است گر روزی قلب صد تیکه ام مرا بخشید تو را می بخشم که عشق ،گناهِ من بود و اشتباهِ من وبی تقصیری گناهِ تو و آسمان سهم تو من به قفس تنهایی ام خو می کنم تا آسمان شود تقدیر تو ------------------------------------------------------------------------------------
آن قدر که ترس از گرفتن دست کسی دارم
ترس از گم شدن ندارم....!
بهترین دوست تو کسی است که اولین قطره اشک را می بیند.دومین قطره را پاک می کند و سومیش را تبدیل به خنده می کند.
زندگی بی دوست زندان بلاست.هر کجا دوست هست.آنجا با صفاست.چه طوری با صفا؟
* اعتراف می کنم پسر همسایمون دوتا سی دی از ویدیوکلوپ برداشته بود. گفتم که بده من هم ببینم. اون هم گفت به شرط اینکه یه سی دی جدید بدی. من هم که هیچی نداشتم رو یه سی دی الکی نوشتم کشتی رانی در کوهستان و بهش گفتم این فیلم رو هیچ جا ندارن. خیلی خوبه! خلاصه خیلی تعریف کردم اون دوتا سی دی رو ازش گرفتم … * چند شب قبل خواب دیدم از کنار فلکه شهرداری با موتور یه تیکه خلاف رفتم تا به اون طرف رسیدم از شانس بد ما دیدم پلیس ها وایسادن میگن ایست ایست! ما هم همون وسط خیابون وایسادیم. حالا مونده بودیم یه دنده بزنیم فرار کنیم یا موتور رو بدیم تحویل شون! خواستم فرار کنم دیدم به سربازه گفت شلیک کن!!! خلاصه آخرش موتور رو گرفتن. حالا حتما میگین این چه ربطی به اعتراف کردن داره؟ آخه بعد از این خواب بدون اینکه حواسم باشه همه این ها یه خواب بوده، نیم ساعتی رو تخت داشتم فکر می کردم که حالا جریمه و دردسر آزاد کردن موتور به کنار، فردا با چی برم دانشگاه؟! * اعتراف می کنم یه بار توی ویندوز ۹۸ دستم خورد چند تا شورت کات پاک شد. بلد نبودم چیکار کنم. دل چرکی شدم ویندوزو پاک کردم دوباره نصب کردم! * اعتراف می کنم یکی از سوالات دوران کودکی من این بود که تو جاده چرا ما هر چی از ماشین ها سبقت می گیریم، اول نمی شیم… * اعتراف می کنم تو بچگی هام یه بار بابا و مامان من دعوا کردن، من هم رفتم یه عالمه حشره کش زدم به خودم که بمیرم … وصیت نامه هم نوشتم تازه، توش حلالشون کردم که عذاب وجدان بگیرن! * اعتراف می کنم که بچه بودم یه کارتون نشون می داد که مورچه زیره فیله یه سوزن می زاره و فیله میره هوا. منم زیر یه بنده خدایی سوزن گذاشتم که بره هوا، جیغ زد ولی متاسفانه نرفت هوا! * اعتراف می کنم دو هفته قبل داشتم می رفتم جلسه، خیلی عجله داشتم، بهترین کت و شلوارم رو پوشیده بودم. باورتون نمی شه، وقتی از جلسه برگشتم خونه و درست دم در بود که فهمیدم همه این مدت با دمپایی بودم! * اعتراف می کنم یه بار داشتم پشت سر یه بنده خدایی حرف می زدم توی یه جمعی، خیلی از دستش عصبانی بودم. یه کم هم غیرمنصفانه و البته بی ادبانه حرف زدم. وقتی حرفم تموم شد یکی از بچه ها گفت: دیگه چیزی نمیخوای بهش بگی! گفتم: چرا، هر چی به او عوضی بگم حقشه اما همین بسشه، چطور مگه؟ گفت: چون هفته قبل اومده خواستگاری خواهرم و عقد کردن. الان تقریبا هر شب می بینمش، گفتم پیغامی داری بهش برسونم…
یافتنت بهانه دلم و خواستنت نیازم و با تو بودن آرزویم و هنوز دلم بی تو بهانه می گیرد.
چیزی که بعضیارو خیلی عزیز میکنه شادی دیدارشون نیست غم ندیدشونه!!
بوی گلها عالمی را مست و حیران می کند
دیدن رویت هزاران درد درمان می کند
مدعی می گوید که از یک گل نمی گردد بهار
من گلی دارم به نام دوست که دنیا را گلستان می کند
گر نیایی تا قیامت انتظارت می کشم
منت عشق از نگاه پرشرابت می کشم
ناز چندین ساله ی چشم خمارت می کشم
تا نفس باقیست اینجا انتظارت می کشم
کاش می دانستی دنیا با همه وسعتش بدون عزیزان جایی برای ماندن ندارد به رسم سپاس نوشتم که بدانی *عزیزی*
تنهایی یعنی:ذهنم پراز تو و خالی از دیگران است،اما کنارم خالی از تو و پر از دیگران است.
خدایا دستم به آسمانت نمی رسد اما تو که دستت به زمین می رسد،عزت دوستانم را تا عرش کبریایی خود بلند کن و هر آنچه آرزو دارند برآورده بفرما...
دور باش اما نزدیک!من از نزدیک بودن های دور ....می ترسم!
سهم انسان از هستی به وسعت قلب مهربان اوست...بی شک تمام هستی سهم توست...
من تو را از خاطر نمی برم با هر بهانه ای فشاید این فراتر از دوست داشتن باشد....
عادت ماست که بی باده و می مست شویم
فارغ از میکده و هر چه در آن است شویم
عادت ماست که با اهل وفا یار شویم
رشته زلف بگیریم و وفادار شویم.
تست روانشناسی؛ دیدگاه شما در مورد ازدواج چیست؟
آنقدر مفهوم زندگی مشترک وسیع و عمیق است که با یک یا چند جمله نمیتوان به آن دست یافت اما بد نیست بدانید که چه دیدگاهی در مورد مسائل پایهای ازدواج و زندگی مشترک دارید
اگر مجرد هستید و قصد ازدواج دارید احتمالا تا به حال به مفهوم زندگی مشترک زیاد فکر کردهاید. نمیتوان بدون هیچ تصوری وارد یک زندگی جدید شد، این تصور هم در انتخاب شما تاثیر دارد و هم میتواند بعد از ازدواج شکلدهنده رفتارهای شما باشد. اگر این تصور اشتباه باشد، میتواند در آینده عامل ایجاد مشکلات متعددی شود یا حتی عامل سرخوردگیتان شود چون انتظارات غیرواقعبینانهای پیدا میکنید که قرار نیست در زندگی تامین شوند. اصلاح باورها میتواند کمک فراوانی هم به شما و هم به همسر آیندهتان بکند چون شالوده و پایه زندگیتان را اصولی بنیان میگذارید. اما چگونه میتوان دانست چه مقدار از باورهایتان درست است و چقدر توهمات و انتظارات غیرواقعبینانه؟ کار خیلی راحتی نیست اما ما میخواهیم به شما کمک کنیم. آزمون زیر به شما کمک میکند که دریابید اعتقادات و باورهای بنیادیتان در رابطه با یک ارتباط عمیق و ریشهدار چیست؟

هنگام پاسخ دادن به این سؤالات، اولین فکری را که به ذهنتان میرسد، درنظر بگیرید و براساس آن به سؤالات پاسخ دهید.
- بهنظر شما، بهترین شیوه برای اینکه اطمینان پیدا کنید طرف مقابلتان کاملا برازنده و مناسب حال شماست، چیست؟
الف) خواستهها و سلایقتان در زندگی کاملاً مثل هم باشد.
ب) در این ارتباط، همیشه شاد و راضی باشید و هیچ اختلاف و مشکلی بین شما وجود نداشته باشد.
ج) به اتفاق هم با مشکلات مواجه شوید و مبارزه کنید و روزبهروز بیشتر به یکدیگر نزدیک شوید.
د) والدین و خانوادهتان او را تایید کنند.
- بهنظر شما، زوجها از چه طریق قادرند به بهترین نحو، مشکلات و مسائل مهم زندگی مشترکشان را حل و برطرف کنند؟
الف) ابتدا مشخص کنند که چه کسی در اشتباه است و حق با کدام طرف است.
ب) حتی درصورت ناراحتی و نارضایتی شدید، باید مدام با یکدیگر صحبت و تبادلنظر کنند.
ج) مشکلات را به حال خود رها کنند و منتظر بمانند تا اوضاع خودبهخود بهبود یابد.
د) تمام حواس خود را روی آن متمرکز کنند و با دل و جان به حرفها و پیشنهادهای یکدیگر گوش دهند.
- در زندگی مشترک، ممکن است تفاوتها، اختلافنظرها و مشکلاتی قدعلم کنند، اینها:
الف) نمایانگر این حقیقت هستند که لازم است تغییر و تحولی در همسرتان بهوجود آید.
ب) دلایلی هستند که باعث میشوند گذشت و سازش خود را به یکدیگر نشان دهید و برای بهبود ارتباطتان بیشتر بکوشید.
ج) علائم هشداردهندهای هستند که ثابت میکنند همسرتان مناسب حال و برازنده شما نیست و به دردتان نمیخورد.
د) نشانههایی هستند که به ما میگویند زمان آن فرا رسیده است که چیزهای جدیدی یاد بگیریم و به مرحله رشد و شکوفایی برسیم.
- زوجهایی که همیشه رضایتخاطر، خرسندی، خشنودی و شادمانیشان را با یکدیگر تقسیم میکنند با زوجهایی که مدام ابراز نارضایتی و ناراحتی میکنند، تفاوت دارند. بهنظر شما تفاوت آنها در چیست؟
الف) گروه اول هرگز عصبانی نمیشوند، جروبحث به راه نمیاندازند و سعی میکنند همیشه آرامش و خونسردی خود را حفظ کنند.
ب) گروه اول هیچگاه وضع را از آنچه هست، بدتر نمیکنند.
ج) گروه اول مسائل و مشکلات کمتری دارند، در نتیجه بیشتر از زندگی خود لذت میبرند.
د) زوجهای گروه اول، برای حل مسائل و مشکلات موجود، از ابزارها، شگردها و راهکارهای مدبرانهتری استفاده میکنند.
سوال الف ب ج د
۱ 3 2 4 1
2 3 2 1 4
3 2 3 1 4
4 2 3 1 4
شما از روحیهای ایثارگرانه برخوردارید، ولی در عین حال مایلید همسرتان نیز بهموقع شما را درک کند و از خودگذشتگی نشان دهد. ممکن است هنگام رویارویی با مشکلات ابتدا خود را ببازید اما خیلی زود بهخود میآیید و اوضاع را به بهترین نحو سروسامان میدهید. متاسفانه هنگام پذیرفتن اشتباهات، کمی سرسخت و لجوجانه عمل میکنید، اما احتمالا با کمی تأمل، راهکارهای مناسبی مییابید و میتوانید بر مشکلات پیروز شوید.
شما سرسخت و خودرای هستید و بر اعتقادات و باورهای ریشهدار و عمیق خود بهشدت اصرار میورزید و مایلید همانها را در زندگی مشترکتان نیز اعمال کنید. این به شرطی خوب است که ابتدا بتوانید به تفاهمی با همسرتان در این زمینه دست یابید و پس از گذشت چند سال از زندگی مشترکتان و شناخت هرچه بیشتر یکدیگر، با همفکری با او آنها را به کار گیرید. متاسفانه هنگام رویارویی با مشکلات، به سرعت دست و پایتان را گم میکنید و قادر نیستید بدون کمک فکری دیگران، مسائل را حل و فصل کنید. بهتر است کمی صبورانهتر با مسائل برخورد کنید.
ابتدا به این سؤال پاسخ دهید، آیا معنا و مفهوم زندگی مشترک را به درستی درک کردهاید؟ چنانچه پاسختان به این سؤال منفی است (که حتما باتوجه به امتیازاتتان همینطور است) قبل از تصمیمگیری برای ازدواج، باید به زندگی مشترک آرام و پر از تفاهم زوجهای اطرافتان دقیق شوید و راهکارهای مدبرانه آنها را فراگیرید. متاسفانه از قدرت تصمیمگیری بالایی برخوردار نیستید و حرفهای دیگران به سرعت و سهولت روی شما اثر میگذارد، بدون اینکه پیرامون آنها بیندیشید. این را بدانید، زندگی مشترک همانند خیابان دوطرفهای است که باید حق و حقوق طرفین در آن بهطور یکسان و مساوی رعایت شود وگرنه مشکلات و موانعی سر راهتان قد علم میکند که حل و فصل آنها غیرممکن میشود.
بیشتر زنان و مردان متوجه نیستند که هر یک، دارای ارزشها، دیدگاهها، اولویتها، اندیشههای خاص خود هستند که با دیگری بسیار متفاوت است و هر کدام با توجه به ویژگیهای خاص خود، احساس و رفتارهای خود را شکل میدهند و اگر مخالفت یا لجبازی پیش بیاید آگاهانه نیست. البته باید گفت متفاوت بودن، هرگز بهمعنی بهتر یا بدتر بودن یا درست و غلط بودن نیست بلکه باعث رشد میشود و زن و مرد را برای یکدیگر دوستداشتنی میکند. باید توجه داشت که همدیگر را فهمیدن و احساس کردن، هرگز بهمعنای یکی شدن نیست. طبیعی است که مردان و زنان، ویژگیهای خود را بهتر از ویژگیهای همسرشان بشناسند و از تفاوتهای بین خود آگاهی کمتری
عکس های عروسی که در گینس ثبت شد
خانم Diamond برگزار کننده این عروسی گفت: این شیرین ترین عروسی و یکی از جالب ترین شب های زندگی من خواهد بود،من می دانم چقدر این کار مسخره است اما شگفت انگیز است.او اضافه کرد که تمام درآمدهای حاصل از این مراسم خرج امور خیریه شده است.



عکس و خبر مجسمه زن برهنه در دانشگاه ایران!
در چند وقت اخیر خبرهایی از عرصه به اصطلاح هنر به گوش می رسد که به ناکجا آباد رو به حرکت است ناکجایی که به مقصد بیراهه های غربی ختم می شود.
با وجود فرهنگ و ادب و هنر غنی اسلامی ایرانی کشور خویش مجذوب هنر بی اصل و نسب غربی گشته ایم.
چند وقت پیش خبری در سایت ها منتشر شد که حاکی از وضع نابهنجار دانشکده های هنر می باشد، خبری مبنی بر الگو های نامتعارف جهت طراحی دانشجویان. در این خبر عکس مردی منتشر شد که با یک حالت غیر عادی، الگوی طراحی دانشجویان شده بود. این عکس مثبت ترین حالت یک مدل یا الگو، جهت طراحی است. در حالی که معمولن بهترین الگوی طراحی ، یک دختر با یک ژست بدنی خاص است (به دلیل وجود نقاط ظریف در فیزیولوژی بدن زنان) که باز کردن بیشتر این موضوع (حالت قرار گیری دختران جهت الگوی طراحی) صلاح نیست.

ادامه مطلب
پردرآمدترین خوانندگان ایرانی
معیارها تغییر کرده اند. حالا دیگر شاخص استار بودن در موسیقی فروش بالای آلبوم یا هیت بودن آهنگ ها نیست.دیگر بیشتر از هر چیزی فروش بلیت های کنسرت شاخص و میزان محبوب بودن خواننده هاست. دیگر هنرمندان با تعداد سانس هایی که در تهران و شهرستان ها به روی صحنه می روند و قیمت بلیت هایشان برای هم کرکری می خوانند. به همین میزان مهمترین و پولدارترین تجارت در زمینه موسیقی هم کنسرت ها شده اند.
تهیه کننده ها و هنرمندان دیگربیشتر ترجیح می دهند سرمایه شان را در برگزاری کنسرت بخوابانند تا آلبوم های موسیقی که آیا بفروشد یا نه و پس از چند ماه به سودآوری برسد. جدای از اجرای شهرستان ها که نمی تواند معیار خوبی در فعالیت و موفقیت هنرمندان موسیقی باشد، کنسرت های تهران المان بسیار مهمی در این مقایسه به حساب می آید. کدام خواننده ها اقبال بیشتری در کنسرت هایشان دارند؟ چرا؟

۱) مازیار فلاحی
یک آلبوم، ۲۰ سانس کنسرت در تهران و تعداد زیادی هم کنسرت در شهرستان ها. این تقریبا یک رکورد در موسیقی پاپ محسوب می شود. البته ممکن است خواننده های دیگری مانند احسان خواجه امیری یا رضا صادقی هم توانایی زدن این رکورد را داشته باشند اما حداقلش این است که تا به حال کسی جرات انجام این کار را نداشته. اصلا خیلی ها فلاحی را به خاطر اجرای زنده اش دوست دارند. او از آن دسته خواننده هایی است که روی صحنه بسیار مسلط است و موسیقی تصویری دارد. اجرای زنده او به مراتب از اجرای استودیویی او بهتر است.

۲) احسان خواجه امیری
تک ناز:احسان خواجه امیری با آنکه به نظر خیلی از منتقدان اجرای زنده چندان خوبی ندارد اما در عوض طرفداران زیادی دارد، آنقدر که بلیت های کنسرت او در کمتر از چند روز به پایان می رسد و همیشه عطش زیادی برای کنسرت او در بین هوادارانش وجود دارد. خواجه امیری اجرای ارگانی زیاد اجرا می کند، برای همین خیلی از فرصت های اجرای زنده در تهران را هم از دست می دهد. معدود خواننده ای مانند او پیدا می شود که آنقدر آهنگ هیت داشته باشد که بتواند در تمام کنسرت مخاطبش را همراه خودش بکشد.

۳) رضا صادقی
سال گذشته تنها کمی مانده بود تا به رکورد مازیار فلاحی در اجرای زنده برسد اما اختلاف های او با تهیه کننده اش باعث شد که نتواند به صورت منظم کارش را ادامه دهد. در تعداد طرفدار شاید رضا صادقی را بشود جزو سه تای اول قرار داد. بعد از او چند خواننده دیگر هم سعی کردند از سبک او برای شهرت و محبوبیت استفاده کنند اما به توفیق چندانی نرسیدند. رضا صادقی هم در اجرای زنده به خوبی اجرای استدیویی نیست. معمولا خیلی از آهنگ ها را متفاوت از آن چیزی که در استودیو ضبط شده اند اجرا می کند.

۴) بنیامین بهادری
بنیامین بهادری بدون شک بهترین شومن موسیقی در کنسرت های پاپ است. او برای تمام حرکاتش روی صحنه برنامه دارد. برای هر کدام از آهنگ هایش حرکات متفاوتی را طراحی می کند. او حتی در مورد مدل لباسی که می پوشد و نوع رنگی که قرار است در صحنه اجرایش کار شود برنامه ریزی می کند. این باعث می شود تا خیلی از کسانی که حتی موسیقی او را هم دوست ندارندف بخواهند تا اجرای زنده او را تجربه کنند. برعکس خیلی از خواننده های دیگر، بنیامین خیلی کم روی صحنه صحبت می کند و بیشتر سعی می کند موسیقی اش برای تماشاگران هیجان انگیز باشد.

۵) محسن یگانه
اگر سال گذشته مشکلات ممنوع الفعالیت شدن برای یگانه پیش نمی آمد، او هم این شانس را داشت تا رکورد تعداد کنسرت در تهران را بزند. برگزاری کنسرت برای یگانه تقریبا صددرصد تضمینی است. ویژگی مهم محسن یگانه تک آهنگ های معروف اوست. چه تک آهنگ هایی که در زمان زیرزمینی بودنش خوانده و چه آهنگ های دو آلبوم رسمی اش که از پرفروش ترین آلبوم های بازار بودند. یگانه هم در یک سال گذشته بیشتر وقتش را به خاطر درگیری با مدیر برنامه ها و تهیه کننده از دست داد. به علاوه روی صحنه خیلی مسلط است و ارتباط خوبی را با مخاطبان کنسرتش برقرار می کند.

فیس بوک بر زندگی افراد چه تأثیرات منفی و مثبتی دارد؟
در حال حاضر سایت فیس بوک ۸۰۰ میلیون کاربر دارد که محققان و کارشناسان در حال تحقیق و بررسی آنها هستند . در اینجا با بعضی اثرات این سایت بر زندگی و رفتار افراد آشنا می شوید

1.فیس بوک می تواند اعتیادآور باشد. اگر عضو فیس بوک هستید، آیا می توانید برای مدت ۲۴ ساعت صفحه خود را چک نکنید؟ طبق آمار ۸۰ درصد کاربران به این سوال جواب منفی داده اند. تحقیقات نشان می دهد اعتیاد به فیس بوک از اعتیاد به الکل یا سیگار بدتر است و حتی بعضی روانکاوان این نوع اعتیاد را نوعی اختلال روانی می دانند. کسی که دچار این اختلال شده باشد بیش از یک ساعت در روز را به فیس بوک اختصاص می دهد، به خواب یا کارش لطمه وارد می شود، و از تصور پاک کردن اکانت فیس بوک دچار ترس یا حتی گریه می شود.
۲٫فیس بوک شما را دچار حسادت می کند. آمار نشان می دهد که بسیاری از افراد از طریق فیس بوک و سایر رسانه های اجتماعی کردار و گفتار نامزدشان را زیر نظر می گیرند. اگر چه چک کردن صفحه نامزد یا همسر هیچ ایرادی ندارد، اما دسترسی آسان به آنچه او می گوید، باعث بروز مشکلاتی در روابط عاطفی می شود. ۳۵ درصد از کاربران فیس بوک معتقد هستند که فیس بوک مستقیماً در روابط رومانتیک آنها احساس رقابت و حسادت ایجاد کرده است. حتی در آمریکا از هر پنج طلاق یکی، و در انگلستان از هر ۳ طلاق یکی به فیس بوک مربوط بوده است.
۳٫ فیس بوک شما را دچار احساس غم و افسردگی می کند. اکثر افراد از شبکه های اجتماعی برای بیان جنبه های خوب و مثبت زندگی استفاده می کنند، و این باعث می شود واقعیت های زندگی آنها که شاید چندان خوب وشیرین نباشد، از چشم دیگران پنهان بماند. کاربران فیس بوک همه را شاد و خندان می بینند و احساس می کنند زندگی دیگران همیشه شاد و رو به راه است.
از آن جایی که افراد در فیس بوک همیشه در حال دیدن قسمت های خوب و شاد زندگی دیگران هستند ، با دیدن مشکلات زندگی خود دچار غم و ناامیدی می شوند و کم کم به این نتیجه می رسند که زندگی در حقشان ظلم کرده است. حتی در موارد شدید احتمال آن وجود دارد که کاربران فیس بوک دچار افسردگی شوند.
۴٫ فیس بوک به موفقیت کاری شما کمک می کند. البته استفاده از فیس بوک نتایج مثبتی را نیز در پی دارد. مثلاً اگرچه بسیاری از کارفرمایان به کارمندان خود اجازه دسترسی به فیس بوک را نمی دهند، ولی تحقیقات نشان می دهد خلاقیت کسانی که در محل کار خود از فیس بوک استفاده می کنند ۹ درصد بیشتر از کسانی است که از فیس بوک استفاده نمی کنند. اگر در محل کار خود استراحت های کوتاهی داشته باشید و بتوانید آنچه را دوست دارید در اینترنت انجام دهید، مغزتان استراحت می کند و تمرکزتان بیشتر می شود.

5. فیس بوک می تواند اعتماد به نفس شما را بیشتر کند. قبلاً گفتیم که فیس بوک می تواند ما را افسرده و غمگین کند. اما باید توجه کنیم که این مشکل همه موارد پیش نمی آید و بستگی به این دارد که از کدام قسمت سایت دیدن می کنیم. درست است که خواندن صفحه دیگران می تواند ما را دچار افسردگی کند، ولی در عین حال خواندن صفحه خودمان، که حاوی بهترین اطلاعات و خصوصیات ما است، می تواند در تقویت عزت نفس و اعتماد به نفسمان موثر باشد.
۶٫ فیس بوک باعث می شود دوستانتان شما را دوست نداشته باشند. اکثر افراد تنها اطلاعات خوب و مثبت را در فیس بوک منتشر می کنند. ولی کاربرانی هم وجود دارند که از فیس بوک برای بیان نگرش های منفی خود به زندگی و مشکلات آن استفاده می کنند. همه ما سختی ها و ناراحتی هایی را در زندگی تجربه می کنیم و فیس بوک جای مناسبی برای بیان این احساسات است. ولی مراقب باشید، چون طبق تحقیقات کسانی که پست های منفی و ناراحت کننده به اشتراک می گذارند معمولاً غرغرو و خسته کننده تلقی می شوند و چندان موردتوجه و علاقه دیگران قرار نمی گیرند.
۷٫ فیس بوک باعث می شود خودتان را چاق بدانید. اکثر افراد قسمت یا قسمت هایی از بدن خود را دوست ندارند. ولی ۵۱ درصد از کاربران فیس بوک می گویند از زمانی که عضو فیس بوک شده اند نارضایتیشان بیشتر شده است. به نظر می رسد وقتی افراد عکس های خود را در پست های دیگران مشاهده می کنند، نقاط ضعف ظاهر خود را بزرگ تر از آنچه که هست می بینند. خیلی ها با دانستن اینکه دوستانشان هرلحظه ممکن است از آنها عکس بگیرند، فکر می کنند همیشه باید آماده عکس گرفتن باشند، حتی بعضی ها از عکس گرفتن و جلوی دوربین ایستادن با دیگران خودداری می کنند.

8. فیس بوک به شما استرس وارد می کند. هدف اصلی فیس بوک برقراری ارتباط و دوستی با دیگرکاربران است، ولی گاهی درخواست های این افراد ما را دچار استرس می کند. تحقیقات نشان می دهد ۶۳ درصد افراد پاسخ به درخواست دوستان را به تاخیر می اندازند، از هر ده نفر سه نفر با رد کردن درخواست دوستان دچار عذاب وجدان می شوند، و ۱۲ درصد اصلاً دوست ندارند درخواستی دریافت کنند. مطالعه دیگری نشان می دهد کسانی که درخواستشان در فیس بوک رد می شود، همانقدر ناراحت و آزرده می شوند که رد شدن در زندگی واقعی آنها را ناراحت می کند.
عکس هایی از قبل و بعد از آرایش خواننده و بازیگران زن هالیوودی
این مسائله در کشور خودمون هم بیداد میکنه و چیز جدیدی نیست ، در ادامه مطلب تصاویری از خوانندگان و بازیگران زن هالیوود و مقایسه چهره های متغییر آنها قرار گرفته

جوانان عربستان سعودی در نزدیک یکی از شهرهای جنوب این کشور به نام ابها به تفریح عجیبی با استفاده از سنگ و خودروهای لوکس می پردازند.





هنرپیشه های معروف چه عطری می زنند؟

گزارشی تهیه کرده ایم از عطر محبوب بازیگران و چهره هایی که حتما برای تان جالب است بدانید یکی از رموز آراسته بودنشان چیست؛ آنها از عطر و ادوکلن مورد علاقه شان برای شما گفته اند.
خوش پوشی و داشتن ظاهر ایده آل مساله ای است که نمی توان اهمیتش برای عموم مردم را انکار کرد. حالا در این میان هستند افرادی که بیش از دیگران به این مسئله اهمیت می دهند و به همه جزییات هم با دقت زیاد فکر می کنند.
بازیگران و چهره های مطرح هم نه تنها از این قاعده مستثنی نیستند، بلکه به خاطر شرایط کاری و حرفه ای شان و البته بیشتر دیده شدن و در چشم بودن، به آنچه می پوشند و حتی جزییات آن هم اهمیت ویژه ای می دهند. این روزها دیگر همه مان می دانیم که منظور از خوش پوشی و خوش تیپی فقط به پوشش و لباس محدود نمی شود و موارد زیاد دیگری را هم دربر می گیرد.
مثلا استفاده از عطر مناسب با شرایط و موقعیتی که هر فرد در آن قرار می گیرد، یکی از مسائل مهمی است که شاید در ابتدا کم اهمیت جلوه کند اما وقتی وارد ماجرا می شویم، می فهمیم که برعکس، همین جزییات است که ما را به یک خوش تیپ تمام عیار تبدیل می کند.
خوش بویی نکته مهمی است که همه به آن اهمیت می دهند و سعی می کنند با انتخاب دقیقشان برای استفاده از یک عطر، نزد همه خوش بود باشند. شاید شما هم همیشه این نکته را که هر کس باید عطر مخصوص خودش را داشته باشد و همیشه و همه جا با آن بو شناخته شود را شنیده باشید اما الان اوضاع کمی فرق کرده و دیگر خبری از این حرف ها نیست.
در واقع این روزها هر کس بنا به تناسب شغل و موقعیتش و البته مراسمی که قرار است در آن شرکت کند، عطرش را انتخاب می کند. بی دلیل هم نیست که این همه تنوع و رنگارنگی محصولات مختلف را از کمپانی های مطرح می بینیم. مثلا بد نیست بدانید امین حیایی و همسرش نیلوفر خوش خلق هر دو از عطر ANGEL استفاده می کنند و از بویش هم واقعا لذت می برند.
در این شماره از مجله گزارشی تهیه کرده ایم از عطر محبوب بازیگران و چهره هایی که حتما برای تان جالب است بدانید یکی از رموز آراسته بودنشان چیست؛ آنها از عطر و ادوکلن مورد علاقه شان برای شما گفته اند.
ویشکا آسایش

برندهای شناخته شده همیشه طرفداران خاص خودشان را دارند. به هر حال بعد از سال ها تجربه، تولیدکنندگان محصولات می دانند که مشتریانشان بیشتر به دنبال چه هستند. از بین شرکت های تولیدکننده عطر، GUCCI همیشه طرفداران زیادی داشته.
ویشکا آسایش که سال گذشته در جشنواره فیلم فجر برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر زن شد و بعد از اکران عمومی فیلم «ورود آقایان ممنوع» هم با بازی تحسین برانگیزش توجه خیلی ها را به خود جلب کرد، از طرفداران عطرهای GUCCI است.
این بازیگر خوش پوش این برند عطر را یکی از برندهای محبوبش می داند و می گوید: «من عطر GUCCI را دوست دارم و هم از بوی رنگ صورتی و هم مشکی آن لذت می برم. البته خودم را فقط به استفاده از این عطر محدود نمی کنم و در بیشتر موارد انتخاب های دیگری هم دارم اما رایحه این دو عطر سازگاری زیادی با سلیقه من دارد.»
نرگس محمدی

ستاره سریال «ستایش» و فیلم سینمایی «آناهیتا» درباره عطر یا در حقیقت عطرهای مورد علاقه اش می گوید: «محصولات کمپانی FG FERRE را خیلی دوست دارم و الان هم یکی از عطرهای این برند را استفاده می کنم. رایحه عطرهای FERRE آنقدر برایم دوست داشتنی است که بعضی وقت ها بدون اینکه حتی بوی عطر جدید این شرکت را تست کرده باشم آن را می خرم و تا به حال هم کم پیش آمده از بوی آن خوشم نیاید. عطر ELLE را هم خیلی دوست دارم، یکی از دوستانم از این عطر داشت و من هم از بوی آن خوشم آمد و خریدمش. سعی می کنم با توجه به موقعیتی که قرار است در آن باشم، عطرم را انتخاب کنم. این روزها دیگر همه می دانند که عطرهایی که برای شب یا روز مورد استفاده قرار می گیرند با هم فرق می کند، یا در سرما و گرما هم از عطرهایی با بوهای متفاوت استفاده می شود.
شاید قبلا هر کسی از عطر به خصوصی استفاده می کرد ولی حالا شرایط آنطور نیست و باید به موارد مختلف اهمیت داد. خودم هم تا جایی که امکان داشته باشدسعی می کنم این مواد را رعایت کنم. چند روز پیش یکی از عطرهای کمپانی LANVINE را هم خریدم، خودم قبلا از این عطر داشتم و چون بویش را دوست داشتم و تمام شده بود دوباره از آن خریدم.»
روناک یونسی

همین چند وقت پیش بود که نقش آفرینی او را در سریال «تارهایی» دیدیم. یونسی که تا به حال بازی و نقش های مختلفی را در فیلم و سریال های متعدد تجربه کرده، مثل خیلی از خانم ها از خرید کردن لذت می برد. البته این خرید کردن شامل همه چیز می شود و شاید بیشترین آن هم به لباس اختصاص پیدا کند اما این دلیل نمی شود که روناک یونسی از خرید «Accessories» یا به قول خودمان خرده ریزها غافل شود. در این بین خرید عطر هم برای این خانم بازیگر اهمیت ویژه ای دارد. یونسی می گوید برخلاف لوازم آرایش که معمولا کمتر از آنها استفاده می کند (مگر در موارد خیلی خاص و ضروری) به انتخاب عطرش اهمیت زیادی می دهد. عطرهای مختلفی را هم می شود در زمره انتخاب های این بازیگر قرار داد ولی بویی که بیشتر از بقیه از آن لذت می برد رایحه های تلخ و سردی است که وقتی با هم ترکیب می شوند، بسیار خوش بو به مشام می آیند. نمونه اش هم محصولات GIVENCHY است که ترکیبی از بوهای مورد علاقه روناک یونسی است. البته این عطر شاید خیلی جدید نباشد اما همیشه از بوهای محبوب این بازیگر بوده و هست. او از عطرهای جدید با بوهای تازه و جدید هم استقبال می کند و خیلی وقت ها در خرید عطرهای جدید ریسک می کند.
بهاره افشاری

شاید خیلی از طرفداران بهاره افشاری که هنوز هم بعد از چند سال با سریال «او یک فرشته بود» و بازی خوبش در نقش شیطان در ذهن مخاطبان تلویزیون مانده، ندانند که این خانم بازیگر و البته هنرمند به جز فعالیت هایش در عرصه بازیگری، دستی هم در طراحی لباس دارد که البته تا به امروز قدرتمند هم عمل کرد.
پس به هیچ وجه دور از انتظار نیست که بهاره افشاری را همیشه و همه جا از حضور در جشنواره ها گرفته تا مراسم و گردهمایی های سینمایی و تلویزیونی، با ظاهری متفاوت و جالب ببینیم. او می گوید همیشه سعی می کند به ظاهرش اهمیت دهد. این ظاهر شامل همه چیز می شود، از لباسی که قرار است بر تن کند تا عطری که از آن استفاده می کند.
البته او روحیه تنوع طلبی در انتخاب عطر دارد و بوی عطر زود خسته اش می کند. به همین دلیل است که همیشه ترجیح می دهد خودش را محدود به استفاده از برند خاصی در بین عطرها نکند و عطرهای مختلف با بوهای متفاوت را تجربه کند. اما در بین عطرهایی که استفاده کرده و می کند حس خوشایندی نسبت به CK دارد. البته معمولا بوهای مختلف عطرها خاطراتی را برای او زنده می کند. جالب است بدانید برخلاف بعضی ها که فقط بو و رایحه عطری که از آن استفاده می کنند برای شان مهم است، افشاری حتی به شیشه و رنگ عطر هم اهمیت می دهد. او می گوید همیشه دوست دارد عطری که از بوی آن خوشش آمده را بشناسد و حتما آن را تهیه کند. به همین خاطر هم هست که اگر از رایحه عطری که کسی استفاده کرده خوشش بیاید از او سوال می کند و نام عطر را جویا می شود. علاوه بر این به مد روز هم اهمیت می دهد و سعی می کند بر طبق آن عطرهایش را خریداری نماید.
لیلا اوتادی

یکی از بازیگرانی که همیشه و در بیشتر محافل سینمایی با ظاهری شیک و رسمی دیده شده، لیلا اوتادی است. او هم مثل دیگر همکارانش به زیبایی و آراستگی اش اهمیت زیادی می دهد. او در این باره می گوید: «اهمیت دادن به ظاهر و پوشش مساله ای نیست که فقط مختص گروه یا عده خاصی از مردم باشد. من عقیده دارم که همه باید به ظاهرشان اهمیت بدهند اما شاید این مساله در بین ما بازیگران به دلیل اینکه بیش از سایرین مورد توجه قرار می گیریم و در چشم هستیم، اهمیت بیشتری داشته باشد. خود من همیشه سعی می کنم نوع پوششم را بر اساس مراسمی که قرار است در آن حضور پیدا کنم انتخاب کنم. این قضیه در مورد عطری که استفاده می کنم هم صدق می کند. این روزها دیگر همه ما می دانیم همانطور که هر لباسی مخصوص مراسمی به خصوص است، موارد استفاده عطرها در مراسم مختلف هم با هم فرق می کند. خیلی کم پیش می آید که در مراسمی رسمی از عطری کاملا اسپرت که بویش مشخص است استفاده شود. من خودم هم سعی می کنم به این موارد تا جایی که مقدور باشد اهمیت بدهم چون فکر می کنم با در نظر گرفتن همه این جزییات است که خوش تیپی و آراستگی یک فرد، چه خانم و چه آقا تکمیل می شود. من خودم از عطرهای مختلفی استفاده می کنم اما عطری که چند وقتی است از آن استفاده می کنم و بویش را خیلی دوست دارم NARCISO RODRIGUEZ است. این عطر بوی گرمی دارد و از آن دسته عطرهایی است که به مشام واقعا خوش بو می آید. البته من از عطرهای دیگر هم استفاده می کنم اما بوی این عطر برایم خیلی دلنشین است. من به کسانی که به دنبال رایحه های خاص هستند، این عطر را پیشنهاد می کنم.»
نیوشا ضیغمی

امسال برای نیوشا ضیغمی سالی پرکار با تجربه های جدید بود. او علاوه بر فیلم هایی که در آنها بازی کرد، تجربه سرمایه گذاری و تهیه کنندگی را هم به همراه همسرش پشت سر گذاشت. علاوه بر این، در کنار فعالیت های حرفه ای اش در زمینه بازیگری، از هدفی که مدت هاست در ذهن دارد هم غافل نماند: راه اندازی کلینیک پوست و زیبایی که انواع خدمات و مشاوره های تخصصی در این مرکز به متقاضیان ارائه می شود.
خود خانم بازیگر هم نظارت مستقیمی بر فعالیت های موسسه اش دارد. ضیغمی را هم در مراسم مختلف با پوشش های مختلفی دیده ایم. البته با کمی دقت در لباس هایی که این خانم بازیگر انتخاب می کند به این نتیجه می رسیم که او ظاهر رسمی را بر پوشش های اسپرت ترجیح می دهد. این بازیگر نیز درباره عطر مورد علاقه اش که اتفاقا از پرطرفدارها هم محسوب می شود، می گوید: «Versace CRYSTAL NOIR یکی از رایحه های مورد علاقه من است که ترجیح می دهم از آن استفاده کنم. البته انتخاب و خرید عطر به عوامل مختلفی بستگی دارد، مثلا این که قرار است در چه مراسمی از عطر استفاده کنید، به نظر من اهمیت زیادی دارد اما خیلی ها در کنار عطرهایی که برای مراسم خاص دارند، عطری مطابق سلیقه شان دارند که از آن استفاده روزمره می کنند. عطری که گفتم و مورد علاقه من است، از عصاره های مختلفی تشکیل شده و برای همین بسیار خوش بو است. البته ممکن است سلیقه افراد به مرور زمان برای خرید عطر تغییر کند. من خودم هم عطرهای متنوع با رایحه های مختلف را خریداری می کنم ولی رایحه های نزدیک به هم آنها، سلیقه ام را به خوبی مشخص می کند.»
مهتاب کرامتی

یکی از بازیگرانی که همیشه به خوش پوشی در بین همکارانش و حتی مردم شهرت دارد، مهتاب کرامتی است. خانم سفیر صلح یونیسف همیشه و در هر جمعی که برای فعالیت های مختلف اجتماعی اش دیده می شود بسیار شیک پوش و آراسته است.
به هر حال او یکی از اولین بازیگرانی است که به طراحی لباس پرداخت و اتفاقا با برندهای به نام ایرانی هم همکاری داشته. او درباره عطری که استفاده می کند می گوید: «معمولا از برندهای معتبر و شناخته شده ای عطرهایم را می خرم اما بو و رایحه عطری هم که قرار است بخرم، برایم بسیار مهم است. چند وقت پیش در یکی از سفرهایی که به خارج از کشور داشتم عطر Gucci Guilty را برای خودم خریدم و از بوش هم کاملا راضی ام. آن موقع که من این عطر را تهیه کردم، هنوز در بازار ایران زیاد نشده بود اما حالا بیشتر فروشگاه های معتبر عطر و ادوکلن این محصول کارخانه GUCCI را عرضه می کنند. به نظرم این عطر به دلیل رایحه شرقی که دارد به مشام خانم های ایرانی خوش می آید و به دلشان می نشیند. طراحی شیشه این عطر هم شیک و جذاب است و نظر خریدار را جلب می کند.
هنرپیشه های معروف چه عطری می زنند؟

گزارشی تهیه کرده ایم از عطر محبوب بازیگران و چهره هایی که حتما برای تان جالب است بدانید یکی از رموز آراسته بودنشان چیست؛ آنها از عطر و ادوکلن مورد علاقه شان برای شما گفته اند.
خوش پوشی و داشتن ظاهر ایده آل مساله ای است که نمی توان اهمیتش برای عموم مردم را انکار کرد. حالا در این میان هستند افرادی که بیش از دیگران به این مسئله اهمیت می دهند و به همه جزییات هم با دقت زیاد فکر می کنند.
بازیگران و چهره های مطرح هم نه تنها از این قاعده مستثنی نیستند، بلکه به خاطر شرایط کاری و حرفه ای شان و البته بیشتر دیده شدن و در چشم بودن، به آنچه می پوشند و حتی جزییات آن هم اهمیت ویژه ای می دهند. این روزها دیگر همه مان می دانیم که منظور از خوش پوشی و خوش تیپی فقط به پوشش و لباس محدود نمی شود و موارد زیاد دیگری را هم دربر می گیرد.
مثلا استفاده از عطر مناسب با شرایط و موقعیتی که هر فرد در آن قرار می گیرد، یکی از مسائل مهمی است که شاید در ابتدا کم اهمیت جلوه کند اما وقتی وارد ماجرا می شویم، می فهمیم که برعکس، همین جزییات است که ما را به یک خوش تیپ تمام عیار تبدیل می کند.
خوش بویی نکته مهمی است که همه به آن اهمیت می دهند و سعی می کنند با انتخاب دقیقشان برای استفاده از یک عطر، نزد همه خوش بود باشند. شاید شما هم همیشه این نکته را که هر کس باید عطر مخصوص خودش را داشته باشد و همیشه و همه جا با آن بو شناخته شود را شنیده باشید اما الان اوضاع کمی فرق کرده و دیگر خبری از این حرف ها نیست.
در واقع این روزها هر کس بنا به تناسب شغل و موقعیتش و البته مراسمی که قرار است در آن شرکت کند، عطرش را انتخاب می کند. بی دلیل هم نیست که این همه تنوع و رنگارنگی محصولات مختلف را از کمپانی های مطرح می بینیم. مثلا بد نیست بدانید امین حیایی و همسرش نیلوفر خوش خلق هر دو از عطر ANGEL استفاده می کنند و از بویش هم واقعا لذت می برند.
در این شماره از مجله گزارشی تهیه کرده ایم از عطر محبوب بازیگران و چهره هایی که حتما برای تان جالب است بدانید یکی از رموز آراسته بودنشان چیست؛ آنها از عطر و ادوکلن مورد علاقه شان برای شما گفته اند.
حامد بهداد

شخصیت پر جنب و جوشی دارد. این روزها تبدیل به یکی از محبوب ترین و سرشناس ترین بازیگران سینمای ایران شده و خیلی ها دوستش دارند. وقتی از حامد پرسیدیم چه عطری می زند، جواب داد: من از هزار مدل عطر مختلف استفاده می کنم.»
به تیپ او می خورد که از ادوکلن های اسپرت استفاده کند ولی در جشن تولد حامد، وقتی یکی از دوستانش عطر LAGERFELD به او کادو داد، کلی ذوق کرد و گفت: «از کجا می دانستی با این عطر خیلی حال می کنم؟» لاگرفلد با بوی گرم، بیشتر رسمی و مناسب مهمانی های عصر است.
اشکان خطیبی

اشکان خطیبی که این روزها علاوه بر بازیگری، سرگرم اداره و گرداندن رستورانش هم هست ، از آن دسته افراد یا بهتر بگوییم بازیگرانی است که به ظاهرش اهمیت زیادی می دهد. اگرچه او ترجیح می دهد راحت باشد، اما ناگفته نماند در مراسمی که لازم باشد، لباس های رسمی هم می پوشد.
خطیبی درباره عطر و ادوکلنی که استفاده می کند، می گوید: «همیشه دوست دارم خوش بو باشم، چون فکر می کنم خوش بو بودن یک فرد در برخوردش با دیگران بسیار اهمیت دارد و حتما در ذهن افراد خواهد ماند. در واقع شاید بیراه نباشد بگویم شخصیت افراد را می توان تا حدی از روی عطری که استفاده می کنند شناخت. به همین خاطر سعی می کنم در انتخاب هایم دقت داشته باشم.»
خطیبی از عطرهای مختلفی استفاده می کند اما همیشه بو و رایحه های تلخ را ترجیح می دهد. او می گوید، چند وقت پیش از عطر تلخی استفاده می کرده که شاید تلخ تر از بوی آن دیگر وجود نداشته. عطر دیگری هم که او عاشق بویش است «DKNY» است که آن هم بوی تلخی دارد.
خطیبی می گوید: «البته عطرهای دیگری هم هست که در این مدت خریدم که آنها هم تقریبا رایحه شان تلخ است. برخلاف بیشتر افراد که ترجیح می دهند در تابستان از عطرهای خنک استفاده کنند. من باز هم دوست دارم عطر خودم با همان بوی محبوب و دلنشینش را استفاده کنم.»
مهدی ماهانی

ALLURE CHANEL عطر محبوب بازیگر فیلم و سریال های «چهار انگشتی»، «دلنوازان»، «خیابان بیست و چهارم» و … است. این بازیگر جوان علاوه بر اهمیت زیادی که به پوشش خود می دهد، به فکر تناسب اندامش نیز هست. مهدی ماهانی که بیشتر ترجیح می دهد با ظاهری رسمی در محافل عمومی دیده شود، می گوید: »
من معتقدم هر کس باید به تناسب محل و مراسمی که در آن قرار است در آن حضور داشته باشد، لباس و پوشش خود را انتخاب کند و البته به سایر جزییات هم اهمیت دهد. خود من معمولا از لباس های رسمی بیشتر استفاده می کنم. درباره عطری هم که استفاده می کنم باید بگویم بوهای مختلف را می پسندم اما به طور کلی سلیقه ام به راحیه هایی نظیر ALLURE CHANEL نزدیکتر است. این عطر بسیار خوش بو طرفداران زیادی دارد و من هم یکی از آنها هستم.»
تفاوت عزاداری حامد بهداد و شهاب حسینی


همه چیز از روز فوت حمید سمندریان آغاز شد. تعدادی از شاگردان و علاقه مندان او در تئاتر شهر دور هم جمع شدند و تصمیم گرفتند به یاد یک اجرای حمید سمندریان با تمام وجود او را تشویق کنند.
اتفاقی که واکنش هایی را به دنبال داشت اما دلیل این تصمیم بسیاری را قانع کرد. اما با گذشت دو روز و تشییع جنازه حمید سمندریان، نوع عزاداری و حضور حامد بهداد در این مراسم جنجال زیادی را در شبکه های اجتماعی به راه انداخت.
همه چیز از روز فوت حمید سمندریان آغاز شد. تعدادی از شاگردان و علاقه مندان او در تئاتر شهر دور هم جمع شدند و تصمیم گرفتند به یاد یک اجرای حمید سمندریان با تمام وجود او را تشویق کنند.
اتفاقی که واکنش هایی را به دنبال داشت اما دلیل این تصمیم بسیاری را قانع کرد. اما با گذشت دو روز و تشییع جنازه حمید سمندریان، نوع عزاداری و حضور حامد بهداد در این مراسم جنجال زیادی را در شبکه های اجتماعی به راه انداخت.
کار به کشیده شدن کاریکاتور هم رسید. در این میان تعدادی از مخاطبان تئاتر این حرکت بهداد را یک خودنمایی و استفاده از موقعیت دانستند.
در مقابل اما طرفداران این بازیگر حرکات بهداد در این مراسم را طبیعی و برگرفته از شور و احساسات ذاتی او عنوان کردند.
اکنون عکسی از مقایسه نوع حضور شهاب حسینی و حامد بهداد در این مراسم منتشر شده و بحث های زیادی به راه انداخته. حضور بی سرو صدای شهاب حسینی در کنار حضور پر سر و صدای حامد بهداد.
رای دادگاه عمومی تهران هدیه تهرانی مجرم شناخته شد

بر اساس رای دادگاه عمومی تهران به لحاظ ارتکاب جرم صدور چک بلامحل، ۱۳۲ عدد قاب حاوی عکس های اورژینال هدیه تهرانی در ۲ مردادماه به مزایده گذاشته خواهد شد.
بر اساس رای دادگاه عمومی تهران به لحاظ ارتکاب جرم صدور چک بلامحل، ۱۳۲ عدد قاب حاوی عکس های اورژینال هدیه تهرانی در ۲ مردادماه به مزایده گذاشته خواهد شد.
«علی فرزان فرد» وکیل پرونده بهزاد فراهانی پور درباره مزایده عکس های هدیه تهرانی توضیح داد: پرونده خانم تهرانی مربوط به هزینه های نمایشگاه عکس ایشان در سال ۸۸ است که در خانه هنرمندان برپا کردند و موکل من آقای «بهزاد فراهانی پور» طراح و مجری نمایشگاه عکس ایشان است .

بخشی از مطالبات موکل من از طرف خانم تهرانی پرداخت نشده بود و مذاکرات ایشان هم با خانم تهرانی به نتیجه نرسید و در نهایت چک ایشان برگشت خورد . پیرو برگشت خوردن چک شکایت موکلم در مراجع ذی صلاح قضایی مطرح شد .
وی در ادامه درباره کل مطالبات موکلش توضیح داد: من در جریان ریز مطالبات موکلم نیستم اما محکومیتی طی دادنامه صادره از مراجع قضایی که خانم تهرانی دارند ۴۶ میلیون و ۳۲۵ هزار و ۶۲۷ تومان بوده است و خانم تهرانی هم در تاریخ ۶ آذرماه ۱۳۹۰ از طرف شعبه ۳ اجرای احکام دادسرای ناحیه ۳ ونک در جهت اعمال ماده ۲ قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی خطاب به دادگاه صادر کننده حکم معرفی می شوند که خانم هدیه تهرانی در اجرای ماده ۳۴ قانون اجرای احکام مدنی اموال خود را تعدادی قاب عکس که در نمایشگاه در معرض دید عموم قرار داده بود، معرفی کرده است.

فرزان فرد در ادامه گفت: براساس تشریفات اجرای حکم، قاب عکس ها توقیف و ارزیابی شد و از طرف شعبه ۳ اجرای احکام دادسرای عمومی و انقلاب ونک برای تاریخ ۲ مرداد ماه به مزایده گذاشته خواهد شد.
در صورتی که خریداری پیدا شود، در قبال مبلغ تعیین شده، طلب موکل وصول می شود. در غیر اینصورت خانم تهرانی برابر حکم صادره دادگاه محکوم به پرداخت مبلغ تعیین شده از سوی دادگاه خواهد بود.
بنابراین گزارش، به موجب رای دادگاه عمومی تهران «هدیه تهرانی» به لحاظ ارتکاب جرم صدور چک بلا محل محکوم به پرداخت ۴۶۳۲۵۶۲۷۰ ریال بابت حق الوکاله برابر تعرفه کانون وکلا و هزینه دادرسی و پرداخت خسارت تاخیر و تادیه از تاریخ سررسید چک در حق محکوم له بهزاد فراهانی پور به پرداخت نیم عشر دولتی در حق صندوق دولت محکوم گردیده است.

با توجه به درخواست محکوم له تعداد ۱۳۲ عدد قاب سالم حاوی عکس های ارژینال هدیه تهرانی توقیف شده که در این خصوص مراتب جهت ارزیابی به کارشناسی رسمی دادگستری ارجاع و ارزیابی شد. این اموال منقول حاوی عکس های ارژینال با نام های اثر خلیج فارس، برگ و یخ، صدف، ماسه، ماهی و آب است که قیمت ارزیابی شده اموال جهت پایه مزایده بر اساس نظر کارشناس دادگستری به میزان چهار صد و دوازده میلیون و پانصد و بیست هزار ریال ارزیابی شده است. اموال فوق الذکر روز دوشنبه ۲ مردادماه از ساعت ۱۰ تا ۱۳ از طریق مزایده حضوری فروخته خواهد شد .

آگهی مزایده اموال منقول هدیه تهرانی
آگهی مزایده اموال منقول هدیه تهرانی در روزنامه کار و کارگر ۷ تیرماه ۱۳۹۱ به چاپ رسیده است.
نمایشگاه عکس «هدیه تهرانی» در آذرماه ۱۳۸۸ با حاشیه های فراوانی در خانه هنرمندان ایران برگزار شد.

قاتلان دوران نامزدی
دوران نامزدی یکی از مهمترین و حساسترین دوران های زندگی شماست. دلیلش هم این است که به جز شیرینی، چگونگی برخورد و عملکردهای افراد در این دوران قانون اساسی زندگی مشترک آینده شان را رقم می زند. بنابراین اگر کمی پا کج بگذارید یا خطا کنید، ممکن است روزهای خوش نامزدی و حتی بعد از آن را تلخ و سیاه کنید.

این رفتارهای نادرست که به نوعی قاتلان روابط شما محسوب می شوند، از این قرارند:
1 - بی توجهی
توجه کردن به دیگران به انجام دادن برخی فعالیت ها و رفتارهای خاص برای نشان دادن اهمیت و جایگاه والای فرد مقابل گفته می شود. توجه کردن در دوران نامزدی در دو سطح مهم معنا می یابد :
1.1 -توجه به فرد مقابل ( نامزد )
2.2 -توجه به خانواده نامزد
باید سعی کنید در دوران نامزدی با انجام کارهای ساده ای چون تعریف و تمجید کردن از فرد مقابل، هدیه دادن و گل خریدن، گوش دادن به صحبت ها و احساسات او و… توجه تان را به نامزدتان یا خانواده او نشان دهید. بروز رفتارها و برخوردهایی که نشان دهنده بی توجهی به نامزد است باعث سردی روابط شما و دوری از یکدیگر می شود.
2 – مقایسه
هرگز شرایط و داشته ها و نداشته های خود و نامزدتان را با دیگران به خصوص افرادی که همچون شما در دوران نامزدی به سر می برند مقایسه نکنید. منظور از مقایسه در این راستا مقایسه های منفی مثل : چرا برای من فلان کار را نگرفتید ولی نامزد دختر خالم کرد؟
مقایسه های منفی از این دست نه تنها شرایط زندگی را مناسب تر از قبل نمی کنند بلکه باعث ایجاد ناآرامی و تنش در روابط زن ومرد نیز می شود. چه زیباست که به جای استفاده از این مقایسه های منفی از جملات مقایسه ای چون : هیچ زنی را به مهربانی و زیبایی تو ندیده و سراغ ندارم، هیچ کدام از خواستگاران قبلی ام چون تو با اخلاق و نمونه نبوده اند، به نظر من شما تنها داماد یا عروس فامیل هستی که در همه زمینه ها چه اخلاقی، چه علمی، چه ظاهری و چه ایمانی از همه موفقتر و سَرتری.
یادمان نرود که مقایسه های منفی ستون های مستحکم زندگی را ویران می کنند.
3 – بدخلقی
رفتارهایی مثل بدخلقی کردن، دروغ گفتن، بی احترامی کردن، مسخره کردن، منفی نگر بودن، خیانت، شکستن حریم های اخلاقی و … می تواند شما را روز به روز از هم دورتر کند و حتی رابطه تان را به جدایی بکشاند. به همین دلیل است که همه متخصصان یکی از راه های ورود صمیمیت به زندگی مشترک و خوشبختی در آن را رعایت اصول اخلاقی می دانند.
عکس های گرانترین خانه جهان در تهران

هیاهوی خیابان امام خمینی تهران و میدان حسن آباد آنقدر زیاد است که کمتر کسی درب یک موزه نبش خیابان شیخ هادی را پیدا می کند.
"موزه مقدم" درست در میان های و هوی بازار خرید و رفت و آمد مردم به بانک مجاورش قرار دارد همین که از ورودی هشتی خانه وارد شوی، زندگی ماشینی را پشت سر می گذاری. دیوارهای این خانه اجازه ورود این همه هیاهو را به حریم خانه که ارزشمندترین خانه جهان نام دارد، نمی دهد.

ارزشمندترین خانه جهان به واسطه داشتن اشیای تاریخی و گرانبها به گرانترین خانه جهان در سالهای دهه ۳۰ و ۴۰ توسط پروفسور پوپ مورخ آمریکایی که مقاله ای با عنوان بررسی هنرهای ایران در مجله "سپید و سیاه" نوشته بود، معروف شد و هنوز هم جزو یکی از منحصر به فردترین خانه های ایران و جهان است.

این خانه متعلق به محسن مقدم پسر کوچکتر احتساب الملک شهردار دوره ناصر الدین شاه قاجار است.

محسن از کودکی به نقاشی علاقه زیادی نشان می داد در مکتب کمال الملک نقاشی یاد گرفت حتی در تابلوی معروف کمال الملک از کلاس درشس نیز محسن مقدم به تصویر کشیده شده است محسن برای تحصیل نقاشی به همراه برادرش حسن، به سوئیس رفت و در زمان جنگ جهانی دوم برگشت اما دومین بار برای یادگیری باستان شناسی و تاریخ سفر کرد و این بار با دست پر همراه گروه های باستان شناسی در برخی از محوطه های تاریخی مانند دیلمان و شوش به کاوش و نظارت و بازرسی پرداخت.

او جزو اولین باستان شناسان ایرانی بود که به همراه اساتید باستان شناسی در محوطه های تاریخی فعالیت می کرد.

مقدم از شاگردان استاد کمال الملک، باستان شناس و مؤسس دانشگاه هنرهای زیبا و استاد دانشگاه تهران بود که با همسر فرانسوی زبانش تصمیم گرفتند همه هم و غم خود را برای برپا کردن یک موزه از اشیای گرانبهایی که در حال از بین رفتن است بگذارند.

زوج باسواد عمارت مقدم از همان سالهای ابتدایی ازدواجشان تصمیم میگیرند که هیچ وقت بچه دار نشوند. آنها نگهداری از اشیای تاریخی موجود در خانه شان را فرزندان خود می پنداشتند که باید برای نسلهای بعد نگهداری شوند.

خانه ای که اکنون به عنوان موزه مقدم از آن یاد می شود از خانه های مجلل دوره قاجار و دارای بخش های اندرونی و بیرونی است اما در کنار تمام اجزای این عمارت مجلل، کاشی های زرین فام و گرانبهایی را می توان یافت که مقدم برای پاسداری از آنها، جایی مناسب را در دیوار برای آنها در نظر گرفته بود تا از آسیب در امان بمانند برخی از این کاشی ها در دنیا منحصر به فرد هستند.

اما کلکسیون پارچه استاد مقدم نیز جزو یکی از کلکسیون های پارچه در دنیاست این پارچه های قیمتی اکنون به صورت فریز شده در داخل مجموعه نگهداری می شود امکان بازدید عموم از آنها وجود ندارد جز یکی از پارچه ها که آن هم درون قاب شیشه ای نگهداری می شود.


برخی دیگر از این اشیا درحال خروج از کشور بودند و یا در حراجی های کشورهای بیگانه دست به دست می شدند که مقدم با ثروت خانوادگی اش آنها را خریده و به ایران برگردانده است.

اما بسیاری دیگر از این اشیای تاریخی توسط سفرا و فرهنگیانی که مهمان مقدم بودند به این خانواده هدیه داده شده است مانند اشیایی که حدس زده می شود از بیت المقدس به او هدیه شده است.

اما در بین تمام این آثار برخی مانند سفال قرمز رنگ چشمه علی که متعلق به هزاره پنجم قبل از میلاد است، قدمت زیادی دارد که هیچ کس نمی داند چطور سر از این خانه در آورده است، به همین دلیل اداره کل موزه های دانشگاه تهران که اکنون مدیریت این موزه را بر عهده دارد می خواهد به بررسی مبدا این اشیا بپردازد.

مقدم در سال ۱۳۵۱ خانه پدری خود را با تمام آثار ارزشمندش وقف دانشگاه تهران کرد ا اینکه در سال ۱۳۶۶ دار فانی را وداع گفت.

پس از مرگش نیز همسرش در سال ۶۹ تولیت موزه را در اختیار مستقیم دانشگاه تهران قرار داد و سرانجام پس از چند سال عملیات مرمت، در مرداد ماه سال ۸۸ در این خانه به روی بازدیدکنندگان گشوده شد.
نکات طلایی برای افزایش قدرت مغز
بررسی های یک محقق هلندی از برخی مطالعات نشان داده است که افراد مسن با ورزش آیروبیک قدرت مغزشان افزایش می یابد.

1. اسیدهای چرب امگا ۳ که درمواد غذایی چون گردو،ماهی های چرب مانند ماهی آزاد و ساردین موجودند. این اسیدها به افزایش قدرت مناطقی از مغز که برخلق وخو نظارت دارند ، منجر می شوند.
2. عصارۀ زغال اخته، کرنبری و توت فرنگی یا آب انگور قدرت مغز را تقویت می کنند .
۳٫ آرامش ،انضباط ذهنی ومراقبه کردن عملکرد مغزرا بهبود می بخشند وانسان را به سطوح بالاتر هوشیاری می رسانند.
4. به گفتۀ روانشناسان دانشگاه ایالتی نیویورک در آلبانی، اندرووگوردونگالوپ، ما به این دلیل خمیازه می کشیم که جریان خون بیشتری به مغز برسانیم و با خنک کردن و روحی دوباره دمیدن در آن قدرتش را افزایش دهیم.
5. محققان با استفاده ازاسکن مغز۱۲ تردست،نشان دادند که برخی از حقه های آنان موجب رشد مناطق خاصی ازمغزشان شده است.
۶٫موادی که معمولاً در ادویۀ کاری استفاده میشود (مثل زردچوبه که رنگ زرد را در غذا ایجاد می کند) ،به افزایش قدرت مغز افراد مسن کمک می کند.
7. باتوجه به تحقیق دوفیزیکدان ژاپنی،صداهای ناگهانی توانایی مغز انسان را برای پردازش اطلاعات، بهبود می بخشد.
۸٫ سراتین که از مکملهای غذایی ورزشکاران برای افزایش عملکرد ورزشی است ، قدرت عملکرد مغز را تقویت می کند.
9. افرادی که دو وعده در روز یا بیشتر،سبزیجات مصرف می کنند ۳۵ تا ۴۰ درصد از کاهش توانایی قدرت تفکرشان پس ازشش سال، جلوگیری می کنند و در حقیقت مغزشان پنج سال جوان تراست.
10.بررسیهای یک محقق هلندی ازبرخی مطالعات نشان داده است که افراد مسن با ورزش آیروبیک قدرت مغزشان افزایش می یابد.
۱۱٫ حل جدول وپازلهایی از این دست ، عملکرد مغز را تقویت می کند.











































